آیا محسن رضایی،مصوبه مجمع تشخیص مصلحت را زیر پا می گذارد؟

جبهه مردمی نیروهای انقلاب به عنوان یک تشکل سیاسی نوظهور، خیلی زود مورد پشتیبانی «سرلشکر» محسن رضایی قرار گرفت.


عکس/جان‌فشانی در وقت‌های اضافه

آتشی که به جان ساختمان کناری پلاسکو افتاد، مهار نمی‌شد/ یکی از آتش‌نشانانِ جان بر کف برای مهار آن از پنجره دل به آتش زد


هیچ موجود زنده ای در موتورخانه پلاسکو نیست

سخنگوی سازمان آتش نشانی گفت: به یقین رسیدیم که فردی در موتور خانه پلاسکو حضور ندارد.


غذا خوردن روی زمین فوایدی دارد

اگر همیشه روی زمین می نشینید و بدنتان انعطاف کافی دارد، به طوری که شانه هایتان اندکی به سمت عقب متمایل باشد و ستون فقرات کشیده و قوز نکرده باشد، ...


با اعضای کابینه ترامپ آشنا شوید

کابینه ترامپ تقریباً شکل گرفته است و به نظر می رسد که تا این لحظه ترکیب کابینه او بدین شکل باشد.


سکوت ۱۵ روزه پسر جنایتکار شکست

سکوت ۱۵ روزه پسر جنایتکار شکست

حوادث | سه شنبه ۰۱ دي ۹۴ ساعت ۱۴:۸ | نسخه چاپي

پسر جوان پس از ۱۵ روز سکوت، لب به اعتراف گشود و راز قتل پدرش را فاش کرد.
به گزارش جام جم، ساعت ۱۴ و ۳۰ دقیقه پانزدهم آذر اهالی ساختمانی در خیابان ظفر با شنیدن فریاد «پدرم، پدرم» هراسان به واحد طبقه سوم رفتند. آنها پس از ورود به آپارتمان با جسد غرق در خون حمید ۵۵ ساله در ورودی خانه روبه‌رو شدند.
با اعلام موضوع به کلانتری ۱۰۳ گاندی، ماموران در محل حاضر شده و تحقیقاتشان را آغاز کردند. پسر جوان که با ایجاد سروصدا همسایه‌ها را خبر کرده بود، به ماموران گفت: ساعتی قبل وقتی به خانه آمدم مردی جوان از خانه خارج شد. وقتی خواستم جلوی او را بگیرم با چاقویی که همراهش بود، دستم را مجروح کرد و گریخت.
پزشک جنایی پس از معاینه جسد اعلام کرد، ۲۷ ضربه چاقو به پیکر مرد ۵۵ ساله اصابت کرده است. با حضور بازپرس جنایی، بازجویی از پسر جوان آغاز شد که او گفت: پدرم راننده اتوبوس شرکت واحد است. او بعد از مرگ مادرم از من و دو خواهر دوقلویم جدا شد و ما با اجاره این خانه، سه نفری زندگی می‌کنیم. پدرم همیشه در اتوبوس می‌خوابید و ماهی یک شب به خانه می‌آمد. ساعت ۸ صبح برای انجام کاری از خانه خارج شدم و ظهر وقتی به خانه آمدم، مردی قد بلند با یک چاقو قصد خروج از آپارتمان را داشت که با او درگیر شدم و پس از این‌که با چاقو دستم را مجروح کرد، گریخت.
پسر جوان اضافه کرد: من با خودروی پژوی عمه‌ام در آژانس کار می‌کردم. دو ماه قبل وقتی جریمه‌های خودرو زیاد شد، عمه‌ام خودرو را از من گرفت و بیکار شدم. در این مدت از پس‌اندازم استفاده کرده و گاهی از پدرم پول توجیبی می‌گرفتم.
با اظهارات پسر مقتول، او به عنوان تنها مظنون جنایت دستگیر و در اختیار کارآگاهان اداره قتل پلیس آگاهی قرار گرفت. در حالی که ۱۵ روز از قتل مرد میانسال می‌گذشت پسر ۲۵ ساله روز گذشته سکوتش را شکست و به قتل پدرش اعتراف کرد و گفت: بعد از فوت مادرم، پدرم حاضر نشد با ما زندگی کند و خیلی کم به دیدن ما می‌آمد. بعد از این‌که عمه‌ام خودرو را از من پس گرفت، بیکار شدم و از پدرم پول توجیبی می‌گرفتم. او مدام به من سرکوفت می‌زد که چرا بیکار هستم و شغلی را انتخاب نمی‌کنم. صبح روز حادثه به خانه آمد. وقتی از او خواستم مقداری پول به من بدهد، باز هم همان حرف‌های قبلی را زد و تحقیرم کرد. من که از زخم زبان‌های او سرخورده شده بودم، کنترلم را از دست دادم و با چاقوی آشپزخانه ضرباتی را به او زدم. وقتی از مرگ پدرم مطمئن شدم تصمیم گرفتم با صحنه‌سازی او را قربانی سرقت نشان دهم. در این مدت عذاب وجدان رهایم نمی‌کرد و از قتل او پشیمان شدم به همین خاطر تصمیم گرفتم واقعیت را بیان کنم.
با اعترافات پسر ۲۵ ساله به قتل پدرش، سجاد منافی‌آذر، بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی دستور تحقیقات بیشتر از متهم و ادعای او را صادر کرد.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها:

دیدگاه شما چیست؟