کاهش ساعت کار بانوان شاغل کلید خورد؛ جزئیات مصوبه ابلاغی دولت

بخشنامه قانون کاهش ساعات کار هفتگی بانوان شاغل به دستگاههای اجرایی ابلاغ شد؛بر این اساس زمان کار بانوان مشمول این مصوبه از ۴۴ ساعت در هفته ...


پیام‌های خود پاک‌شونده در اینستاگرام

اینستاگرام در جدیدترین نسخه خود امکاناتی را در اختیار کاربران قرار داده که بسیار جذاب است.


کاهش ساعت کار بانوان شاغل کلید خورد؛ جزئیات مصوبه ابلاغی دولت

بخشنامه قانون کاهش ساعات کار هفتگی بانوان شاغل به دستگاههای اجرایی ابلاغ شد؛بر این اساس زمان کار بانوان مشمول این مصوبه از ۴۴ ساعت در هفته ...


زلزله 6.5 ریشتری در اندونزی؛ 54 کشته و 78 نفر زخمی تاکنون!

زلزله ای 6.5 ریشتری در جزیره سوماترا اندونزی منجر به مرگ حداقل 54 نفر و زخمی شدن 78 شده است.


مهندسی معکوس برای تعیین قهرمان؛ پرسپولیس تراکتور را تقویت می‌کند!

شاید اتفاقاتی در پنجره نقل و انتقالات زمستانی شکل بگیرد که صد درصد به سود تیم تراکتورسازی باشد؛ تیمی که عزمش برای قهرمانی در این فصل جزم است.


قطعنامه سیاه است یا آنها سیاه می بینند؟

سیاست | پنجشنبه ۲۶ آذر ۹۴ ساعت ۱۸:۱۱ | نسخه چاپي

مدعیان مالکیت انحصاری حقیقت حاضر نیستند دنیا و سیاست و اقتصاد را از نگاه های مختلف ببینند. سیاه می بینند چون عینک سیاه به چشم زده اند. سیاه می بینند چون دوست دارند سیاه ببینند.

پایگاه اینترنتی عصر ایران در یادداشت روز پنجشنبه نوشت: «قطعنامه سیاه»؛ این توصیف دلواپسان است درباره آخرین قطعنامه شورای حکام سازمان بین المللی انرژی اتمی که تمام 12 قطعنامه قبلی را کنار می گذارد و نگاه تعاملی به آینده و همکاری در حال حاضر را جانشین نگاه تردید آمیز به گذشته می کند.
در این یادداشت آمده است: واقعیت این است که رادیکال ها و دلواپسان انتظار نداشتند شورای حکام با این صراحت و در همان موعد مقرر – 24 آذر- پرونده پی ام دی (ادعاهای مربوط به ابعاد نظامی فعالیت هسته ای) را ببندد و غافل گیرشده اند.
یادمان نرفته که بعد از گزارش مدیر کل با چه ذوق و شوقی نقاط سیاه آن را بزرگ می کردند و اصرار داشتند وزارت خارجه باید به سرعت واکنش نشان دهد و پاسخ دهد و از عباس عراقچی انتقاد می کردند که چرا به نکات مثبت و خاکستری بیش از وجوه منفی پرداخته است.
مشکل دلواپسان و رادیکال ها با حل و فصل پرونده هسته ای این است که وضعیت را از حالت فوق العاده به عادی تبدیل می کند در حالی که بحران زاها و بحران زی ها به زندگی در وضعیت غیر بحرانی خو نکرده اند.
در وضعیت فوق العاده بحث بر سر انتخابات اولویت ندارد اما در وضع عادی دولت و مردم با دقت و حساسیت بیشتری به موضوعات سیاسی و فرهنگی می پردازند.
محور انتقاد اینان به قطعنامه ای که سیاه می خوانند این است که در گزارش آمانو از اتاقکی در پارچین سخن به میان آمده که در آن آزمایش های هیدرودینامیک (مرتبط با موضوعات هسته ای) انجام می شده است.
بر این اساس نتیجه می گیرند که قطعنامه شورای حکام ابزار نظارت و بازرسی های فراپادمانی و فراپروتکلی را در اختیار آژانس قرار می دهد و آژانس می تواند به بهانه های مختلف از همه تاسیسات موجود در ایران اعم از نظامی و غیرنظامی و هسته ای از جمله پارچین بازدید کند.
مشکل مخالفان این است که نمی توانند باور کنند وارد فاز تازه ای شده ایم در حالی که معلوم است که دوران پسا برجام با پیشا برجام تفاوت دارد.
درباره بازرسی ها نیزهمان گونه که بارها توضیح داده شده سرزده نخواهد بود و فرصت کافی قبلی داده می شود و اراده ایران نیز این است که سوء تفاهمات موجود خصوصا بر سر پارچین رفع شود.
تفاوت هواداران توافق و برجام با دلواپسان این است که گروه اول که اکثریت قریب به اتفاق مردم ایران در آن قرار دارند فعالیت هسته ای را می خواهند اما نه با تهدید و کابوس جنگ و نه به قیمت تحریم. یعنی می ارزد اما نه این قدر که به خاطر آن زیر بار تحریم له شویم و اخلاق جامعه به انحطاط رود و به نام دور زدن تحریم ها بابک زنجانی هایی ظهور کنند و اعتماد مردم آسیب ببیند.
آنان اما برای خود فعالیت هسته ای اصالت قایل هستند و به قیمت آن وقعی نمی نهند که اگر می دادند آن 6 سال را به آن شکل سپری نمی کردیم.
سیاه خواندن قطعنامه ای که بر یک دوره 12 ساله نقطه پایان می گذارد و فصل جدیدی را پیش روی سیاست و اقتصاد ایران قرار داده است نه به خاطر سیاهی که به دلیل عینکی است که این جماعت به چهره زده اند.
مدعیان مالکیت انحصاری حقیقت حاضر نیستند دنیا و سیاست و اقتصاد را از نگاه های مختلف ببینند. سیاه می بینند چون عینک سیاه به چشم زده اند. سیاه می بینند چون دوست دارند سیاه ببینند.
در این که قطعنامه پایانی هم ادعاهایی دارد و استخوان هایی لای زخم باقی گذاشته تردیدی نیست. اما این قطعنامه شورای حکام یا هیات امنای آژانس است. قطعنامه پیشنهادی ایران نیست.
قطعنامه را سیاه می دانند چون از برچیدن تحریم ها خبر می دهد و دست دولت را برای اجرای برنامه های اقتصادی باز می گذارد هر چند کاهش فاحش قیمت نفت مشکلات جدی پیش پای دولت قرار داده است.
جالب این که ازفشار بیشتر به ایران برای بازرسی و با بهره گیری از ابزار پروتکل الحاقی و کمیسیون مشترک در حالی ابراز نگرانی شده که این صحبت ها مربوط به قبل از برجام و قطعنامه بود و از این مرحله عبور کرده ایم و به تعبیر صریح رییس جمهور روحانی « در عصر پسا برجام و بعد از توافق دیگر هر حرفی را نمی توان زد».
منظور او این نیست که منتقدان خفقان بگیرند. این است که نمی توان دنبال مرواریدی بود که هم لرزان باشد هم لغزان و هم ارزان. باید انتخاب کنیم و جمهوری اسلامی دست به انتخاب زده است. انتخاب سختی هم بوده است.انتخاب درستی هم بوده است و گذر زمان نشان خواهد داد.
هنگامی که ایران را به قدرت بالاتر منطقه بدل کرد. همان گونه که گذر زمان نشان داد پذیرش قطعنامه 598 کار درستی بوده است.
قطعنامه را سیاه می دانند چون دنیا را سیاه و سفید می بینند. سیاه می دانند چون عینک سیاه به چشم زده اند. چون می گفتند آژانس دبه می کند و حالا از آنها می پرسند چرا دبه نکرد و سیاه می خوانند تا بگویند دبه کرده و ما متوجه نشده ایم.
اگر شعرسهراب سپهری را این قدر دست مالی نکرده بودند می توانستیم بگوییم « چشم ها را باید شست. جور دیگر باید دید.» اما این قدر این شعر را به جا و نا به جا به کار برده اند که تکرار آن لطفی ندارد. هر چند که در عصر پسابرجام ناگزیرند جور دیگر ببینند.
مشکل نه با مفاد قطعنامه که با تبعات آن است. همان که رییس جمهور روحانی در نطق غروب چهارشنبه گفت : تحول در داخل و تعامل با خارج.
از24 آذر 94 وارد فاز جدیدی شده ایم. مرحله تازه به ادبیات تازه و نگاه تازه نیاز دارد.
منبع: پایگاه اینترنتی عصر ایران
اول

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها: