تنوع اقوام و مذاهب فرصتی بزرگ برای وحدت و توسعه ملی است

رئیس جمهور تنوع اقوام و مذاهب را نه تهدید امنیت؛ بلکه فرصتی بزرگ برای وحدت و توسعه ملی دانست و گفت: برنامه دولت حداکثر استفاده از قومیت ها و مذاهب برای همگرایی و تقویت وحدت فرهنگی و ملی است.


حقوق میلیاردی کفاشیان در صورت رسیدن به فیفا!

علی کفاشیان قصد دارد برای کرسی شورای فیفا کاندیدا شود.


باشکوه‌ترین جزیره یونان

سنتورینی (Santorini) جزیره ای زیبا در دریای اژه ست که در گذشته با نامترا (Thera)شناخته می شده. این جزیره در 200 کیلومتری جنوب یونان واقع شده و باقیمانده یک دهانه آتشفانی ست که حدود 15هزار نفر جمعیت داره و مهمترین درآمدش از گردشگرانی که از جزیره دیدن می کنند.


«نه» سران خلیج فارس به عربستان؛ اتحادت را نمی خواهیم

سی و هفتمین اجلاس دو روزه سران کشورهای عرب حوزه خلیج فارس در حالی در منامه پایتخت بحرین به کار خود خاتمه داد که سعودی ها در مورد تشکیل «اتحاد ...


رهبرانقلاب: نبایدبه آمریکایی‌ها اعتماد کرد وفریب لبخندشان را خورد

حضرت آیت الله خامنه‌ای با تاکید بر اینکه به آمریکاییها اصلاً اعتماد نکنید، افزودند: آمریکاییها همواره با اقتدار کشورهای اسلامی از جمله عراق ...


عکس: نگار خانم، رقاص مخصوص ولیعهد

عکس | جمعه ۱۳ آذر ۹۴ ساعت ۲۲:۵ | نسخه چاپي

عکس زیر که متعلق به مجموعه فیروز فیروز است، یکی از رقاص های دربار قاجار را نشان می دهد.

در حاشیه این عکس نوشته شده «نگار خانم رقاص ولیعهد» که منظور ازولیعهد، محمدحسن میرزا  آخرین ولیعهد سلسه قاجار است که در سال ۱۳۲۱ در پاریس درگذشت.

ولیعهد محمد حسن میرزا فرزند محمدعلی شاه قاجار است.

به گزارش پچ پچ، در حاشیه این عکس، نام کامل این رقاص، نگار خیرآبادی ذکر شده است.

عکس:_نگار_خانم،_رقاص_مخصوص_ولیعهد_حرم_امام_حسین______شیخ_محمد______ملک_جهان______محمدعلی_شاه______ناصرالدین_شاه______مغضوب__

ولیعهد محمد حسن میرزا که بود؟

محمدحسن میرزا فرزند محمدعلی شاه قاجار، نایب السلطنه و ولیعهد برادر بزرگ خود، احمد شاه قاجار در سال ۱۳۱۶ ق/ ۱۲۷۷ ش در تبریز به دنیا آمد. مادرش ملک جهان خانم دختر کامران میرزا پسر ناصرالدین شاه بود.۱ در آن زمان چون احمد شاه فرزند پسری نداشت، محمدحسن میرزا در شعبان ۱۳۲۷ ق به ولایتعهدی او برگزیده شد. پس از پیروزی انقلاب مشروطه، شش ساله بود که به همراه پدرش به تهران آمد. تحصیلات مقدماتی را نزد معلمین سرخانه آغاز نمود و از کودکی به فرماندهی یکی از افواج تعیین شد. به همین سبب از همان ایام لباس نظامی با درجه سرهنگی به تن می‌کرد.۲
به نوشته ماهنامه بهارستان، سال ۱۳۳۲ق/ ۱۹۱۴ م با آغاز جنگ جهانی اول و ورود بیگانگان به خاک ایران، اعلامیه بی طرفی ایران از سوی احمد شاه صادر شد. سال بعد با توجه به حضور نیروهای روس در آذربایجان محمدحسن میرزا عازم تبریز شد۳ و مدتی زمام امور آن شهر را در دست داشت و بیشتر اوقاتش در آنجا به اتومبیل و موتورسواری، شکار و موضوع عکس شدن برای عکاس یا عکاسانش می‌گذشت. در سال ۱۳۳۷ ق که احمد شاه در آستانه سفر نخست خود به اروپا بود ولیعهد از تبریز به تهران احضار گردید. پس از بازگشت احمد شاه از اروپا محمدحسن میرزا بار دیگر به تبریز بازگشت. پس از چندی شیخ محمد خیابانی ولیعهد را از تبریز اخراج و روانه تهران ساخت.
با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ محمدحسن میرزا پس از آگاهی از ورود نیروهای قزاق به تهران شبانه از کاخ گلستان به فرح آباد تهران نزد برادرش گریخت. پس از کودتا، سید ضیاءالدین طباطبایی از سوی احمد شاه قاجار به نخست وزیری منصوب شد و در طول مدت کوتاه نخست وزیری اش می‌کوشید تا برای مقابله با احمد شاه خود را به گونه ای به ولیعهد نزدیک کند و برای این کار سعی می‌کرد که میان این دو برادر رقابت و دشمنی پدید آورد. سال ۱۳۰۰ سید ضیاءالدین از نخست وزیری عزل و به اروپا تبعید شد و چند روز بعد دولت طی اعلامیه‌ای عزیمت محمدحسن میرزا ولیعهد را جهت معالجه به اروپا اعلام نمود. البته رفتن ولیعهد به اروپا آن هم در پی تبعید سید ضیاءالدین موجب بروز شایعات بسیار مبنی بر مغضوب شدن محمدحسن میرزا نزد احمد شاه گردید. در همان سال، سفر دوم احمد شاه به اروپا در حالی آغاز شد که ولیعهدش در خارج از ایران بود و با موافقت او ولیعهد به تهران بازگشت و تا مراجعت احمد شاه از سفر زمام امور را در دست داشت.
دو سال بعد احمد شاه فرمان رئیس الوزرائی سردار سپه را امضا کرد و در غیاب احمد شاه محمدحسن میرزا مأمور رسیدگی به امور کشور گردید. بهمن ماه ۱۳۰۲ دوره پنجم مجلس شورای ملی با نطق محمدحسن میرزا افتتاح شد. البته ولیعهد نمی‌دانست که در واقع مجلسی را می‌گشاید که تا چندی دیگر نخست زمزمه تأسیس جمهوری و سپس سرنگونی قاجارها و تفویض سلطنت به پهلویها را سر می‌دهد. اواخر همان سال در تهران تظاهرات پردامنه‌ای برای تغییر رژیم سلطنتی به جمهوری راه افتاد ولی در اویل سال ۱۳۰۳ روحانیون رهبری تظاهرات بر ضد جمهوری و سردار سپه را به دست گرفتند و بسیاری از علما و بازرگانان مخالفت خود را با برقراری رژیم جمهوری اعلام کردند. بدین ترتیب سردار سپه که ریاست دولت را در دست داشت طی ملاقاتی با روحانیون به آنان قول داد فکر جمهوریت را تعقیب نخواهد کرد.
محمدحسن میرزا که به ظاهر پیروز این جریان بود کوشید با سردار سپه کنار بیاید هر چند احمد شاه در ۱۵ فروردین ۱۳۰۳ طی تلگرافی از اروپا خواستار عزل سردار سپه از ریاست الوزرائی شد ولی مجلس با رد این پیشنهاد بار دیگر به سردار سپه رأی اعتماد داد و از این رو محمدحسن میرزا ولیعهد باز هم ناچار به سازش با رضاخان شد. سرکوبی شیخ خزعل توسط سردار سپه در خوزستان و انتصاب به سمت فرماندهی کل قوا توسط مجلس از طرفی موقعیت سیاسی او را بیش از پیش تقویت نمود و از سوی دیگر موجبات یأس هر چه بیشتر محمدحسن میرزا از بازگشت برادر به وطن و یا به سلطنت رسیدن خود را فراهم می‌ساخت.
در سال ۱۳۰۴ با اوجگیری تظاهرات بر ضد سلطنت قاجار مجلس ماده واحده‌ای را مبنی بر برافتادن سلسله قاجار تصویب کرد و حکومت موقتی را به رضاخان پهلوی واگذار نمود.۴ پس از اعلام انقراض سلسله قاجار محمدحسن میرزا ولیعهد در نهایت خفت و خواری از ایران راهی عراق و سپس فرانسه شد. عکس العمل احمد شاه به تصمیم مجلس در خلع قاجاریه تنها ارسال تلگرافی از پاریس بود با این مضمون که وی تصمیم مجلس را نمی‌پذیرد و هنوز خود را پادشاه ایران می‌داند.
محمدحسن میرزا در اروپا با عایدی مختصری که به موجب وصیت احمد شاه به او تعلق می‌گرفت با تنگدستی گذران روزگار می‌کرد و در اواخر عمر در صدد کسب اجازه مراجعت به ایران برآمد ولی توفیق نیافت و سرانجام سال ۱۳۲۱ در سن ۴۳ سالگی در لندن در گذشت و پس از چندی پیکر او به کربلا منتقل و در آرامگاه خانوادگی‌اش در جوار حرم امام حسین (ع) مدفون گشت. او فردی فعال و جاه طلب بود و به زبانهای انگلیسی و فرانسه تسلط داشت و حاصل پنج ازدواج او پنج فرزند (سه پسر و دو دختر) بود.

۱. محمدحسن میرزا: آخرین ولیعهد قاجار، تهران: موزه عکسخانه شهر، ۱۳۸۶، ص ۸.
۲. عبدالله مستوفی، شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دوره قاجاریه، ج۳، تهران: زورا، ۱۳۶۰، ص ۱۴۸.
۳. باقر عاقلی، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی، ج۱، تهران: نشر گفتار، ۱۳۷۲، ص۱۰۰.
۴. حسن مرسلوند، زندگینامه رجال و مشاهیر ایران (۱۲۹۹ ـ ۱۳۲۰ هـ.ش)، ج۱، تهران: الهام، ۱۳۶۹، ص۸۷.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: