۶ کلید طلایی که قفل آلودگی هوا مکزیکوسیتی را باز کرد

دبیر انجمن علمی اقتصاد شهری ایران گفت: اجرای جامع و دقیق ۶ مولفه مدیریتی مکزیکوسیتی در مهار آلودگی هوا می تواند درمان درد نفس تنگی پایتخت باشد.


کشف جسد متلاشی شده یک زن در یافت‌آباد

جسد متلاشی شده زنی در لاین تندرو شرق به غرب پل الغدیر یافت‌آباد کشف شد.


ولایتی: تمدید تحریم‌ها انتقامی بود که از پیروزی‌های ایران در منطقه گرفتند

رییس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع پس از دیداری که بانماینده ویژه رییس‌جمهور روسیه در امور سوریه داشت، تمدید تحریم‌های 10 ساله علیه ایران را ...


زیباترین زنان جهان در کدام کشورها هستند+تصاویر

در این رده بندی که توسط سایت بسیار معتبر UCITYGUIDES صورت گرفته ده تا از کشور هایی که زیباترین زنان را دارند طبق این رده بندی مشاهده می کنید.


کیک تولد و میهمانی خاص بازیگر زن مشهور+تصاویر

الهام حمیدی بازیگر سینما و تلویزیون متولد آذرماه 1356 در تهران است. الهام حمیدی در سالروز تولدش یک کیک تولد متفاوت خاص داشت.


دانشجویان یزدی آرای کمدین خندوانه را به رخ دکتر جلیلی کشیدند + فیلم
پرسش و پاسخ جنجالی دانشجوی یزدی با دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی

دانشجویان یزدی آرای کمدین خندوانه را به رخ دکتر جلیلی کشیدند + فیلم

سیاست | يكشنبه ۰۱ آذر ۹۴ ساعت ۰:۲۳ | نسخه چاپي

سخنرانی هفته گذشته دکتر سعید جلیلی دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی در دانشگاه یزد با حاشیه های زیادی همراه بوده به گونه ای که یکی از دانشجویان، پایگاه اجتماعی او و همفکرانش را کمتر از امیرمهدی ژوله، کمدین برنامه خندوانه توصیف کرده است.

به گزارش سایت خبری «پایش»، دکتر جلیلی چهارشنبه گذشته در همایشی با عنوان «زنده باد مرگ بر آمریکا» که توسط جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه یزد برگزار شده بود سخنرانی کرده وبه سوالات دانشجویان پاسخ داده است.

گمان می رود این پرسش و پاسخ از معدود دفعاتی است که دکتر جلیلی در آن شرکت کرده و مستقیما انتقادهای برخی مخالفان خود در دوره هدایت مذاکرات هسته ای با شش قدرت جهانی را شنیده باشد.

بر اساس ویدئویی که بتازگی در سایت «یزدنگاه» منتشر شده، یکی از دانشجویان حاضر در این همایش در سخنانی جنجالی به انتقاد شدید از مذاکره کننده سابق هسته ای ایران پرداخته و او را به دلیل ادامه مخالفت هایش با برجام به ضدیت با ولایت فقیه متهم کرده است.

وی می گوید: شما بهتر از هر کسی ساختار شورای عالی امنیت ملی را می‌دانید؛ ریاست جمهوری، ریاست مجلس، رییس قوه قضاییه، فرمانده کل نیروهای مسلح، فرمانده ارتش، فرمانده سپاه، معاون رییس جمهوری، نماینده رهبری (دریابان شمخانی)، نماینده رهبری (دکتر جلیلی)، وزیر کشور، وزیر خارجه و وزیر اطلاعات، اعضای این شورا هستند. آقای روحانی اگر بخواهد طرحی را علیه منافع ملی اجرا کند، حداکثر ۵ رای دارد، نظام آنجا ۷ رای دارد. آقای جلیلی خودش می داند برجام آنجا رای آورد، چطوری می آید در مجلس و تلاش می کند برجام رو کنار بزند؟

وی از دکتر جلیلی پرسید «شما مطمئنید ولایتمدارید؟» و خود در پاسخ ادعا کرد: شما با این روش ضد ولی فقیه هستید.

این دانشجو که سخنان وی با تشویق برخی حاضران مواجه شده بود، دستاوردهای دکتر جلیلی در مذاکرات هسته‌ای را متحد کردن اروپا، آمریکا و دیگر دول دنیا در برابر ایران و صدور قطعنامه های مختلف توصیف کرد و گفت: آقای جلیلی اعلام کردند مردم از تحریم ها نترسند، اگر آقای جلیلی حقوق چند میلیونی شورای عالی امنیت ملی و دانشگاه رو کنار بگذارند و حاضر شوند با حقوق ۷۰۰ هزار تومان زندگی کنند، بله، آن وقت ما هم از تحریم ها نمی ترسیم.

وی در انتهای سخنانش ادعا کرد: آقای جلیلی در انتخابات ۹۲ چهار میلیون رای آورد، آقایان ژوله و حیایی در یک برنامه کمدی ۵ میلیون رای آوردند! شما که طرفدارانتان کمتر از یک برنامه کمدی است، چطور می خواهید تفکراتتان را به ۸۰ میلیون نفر دیکته کنید.

برای دیدن این فیلم کلیک کنید.

دکترجلیلی: نباید برجام به اهرم فشار برای دشمن علیه ایران تبدیل شود

دکتر جلیلی در این همایش پس از سخنرانی به سؤالاتی در مورد برجام و وضعیت صنعت هسته‌ای کشور پاسخ گفت.

 مهمترین فرازهای سخنان وی به این شرح است:

در موردبحث برجام آن چیزی که دشمن خیلی از آن می‌ترسد و عامل موفقیت ما بوده است، آن وحدت و انسجام ملی ما در این سال‌ها بوده است. یکی از مهم‌ترین عواملی که او را شکست داده است انسجامی است که در مسائل اصلی است؛ باوجود تکثر افکاری که وجود دارد که نعمت بسیار بزرگی است.

در این راستا نامه رهبری خطاب به رییس جمهور ضامن وحدت، امنیت و عزت کشور است.

ـدر مورد بحث همدلی دولت و ملت هم توجه داشته باشیم که همه با یکدیگر در رفع نقایص هم بکوشند. بحث مانند مسئله دفاع مقدس است که همه با یکدیگر و کمک یکدیگر بودند که با رفع نقصان‌ها و همدلی به پیروزی می‌رسند.

ـبرای طرف مقابل ما دچار ترید شدن ما و ترسیدن ما مهم است. برای مثال اگر او هرروز یک قدرت خود را به رخ بکشد و شما کوتاه بیایید او اهرم فشار بر ما را پیدا می کند.

مثلا در برجام آمده که چنان چه یکی از آن طرفین اعتقاد پیدا بکند ایران وظیفه‌اش را انجام نداده، صرف این اعتقاد باعث می‌شود تمام این تحریم‌ها دوباره علیه ما برگردد! می‌گوید باید حداکثر ظرف سی روز شورای امنیت مجدداً یک قطعنامه صادر بکند که آیا لغو تحریم‌ها ادامه داشته باشد یا نداشته باشد؟ آن موقع اگر فقط همان کشور مخصوصاً از آن پنج‌تایی که حق وتو دارند باشد، اگر رأی ندهد این وتو شده و تمام شده و دوباره همه تحریم ها برمی گردد.

اگراو یک اهرمی پیدا کرد با هر موضوعی می‌تواند یک همچین ادعایی بکند و جامعه شما را سی روز ملتهب بکند. یکی بگوید می‌دانید باز دوباره می‌خواهد تحریم‌ها برگردد؟ آن یکی می گوید بله. انگلیس گفته فلان اقدام ایران، فلان موضع ایران، فلان سخنرانی ایران خوب نبوده. مثلاً فلان موضع رئیس جمهور در سازمان ملل خوب نبوده، پس می خواهند تحریم ها را دوباره بر گردانند! ببینید چقدر راحت از این به بعد با همین ابزار می توانند بسیاری از اتفاقات داخلی کشور ما را کنترل کنند و افکار عمومی را ملتهب کنند؟ راه مقابله با این موضوع چیست؟ نترسیدن و ایستادن.

ـ

چرا دیگر کسی بعد از دفاع مقدس کسی جرات نمی‌کند به ایران نزدیک شود؟ زیرا دیده است که ایران بر سر حق حاکمیت خود مستحکم است. در تمام سایر حقوق هم همین است و در مورد هسته‌ای هم همین است. دشمن باید بفهمد با هر فشار نظیر تحریم و قطع‌نامه نمی تواند حقی از ما را به عقب برگرداند.

آیا پیشرفت ژاپن ربطی به رابطه با آمریکا دارد؟

جلیلی در ادامه در پاسخ به سوال یکی دیگر از دانشجویان درباره موفقیت ژاپن و ارتباط آن با تعاملش با آمریکا گفت:اولین سؤالی که هست این است که موفقیت ژاپن به خاطر رابطه او با آمریکا است یا به خاطر نظم و وجدان کاری آن‌ها؟ بسیاری کشورها هستند که روابط قوی‌تری با آمریکا دارند اما وضع آن‌ها این‌طور نیست! پس چرا آنها مثل ژاپن پیشرفت نکردند؟

سال ۸۸ سفری به ژاپن داشتم و با نخست‌وزیر ژاپن و وزیر امور خارجه ژاپن دیدار داشتیم و در آنجا هم به هیروشیما رفتیم و هم چند کارخانه هسته‌ای دیدیم. نخست‌وزیر و وزیر و یکی از بازماندگان از حمله اتمی در کمال تعجب بر این باور بودند که آن حمله آمریکا علیه ژاپن حق ما بوده است! نخست وزیر ژاپن بعد به من می گفت بعد از ۶۰ سال حزب ما حاکم شد از ۱۹۴۵ که بمباران هسته ای شدیم تا الان داریم اعتماد سازی می کنیم تا آمریکایی ها از این جزایری که در آن حضور دارند، بیرون بروند. شعار انتخاباتی حزب ما هم این بود، ولی الان که می بینم موفق نمی شوم، می خواهم استعفا دهم. خود او مثال می‌زد که آمریکایی‌ها هر جا رفتند دیگر آنجا مانده‌اند.

روند مذاکرات هسته ای در دولت های نهم و دهم چگونه بود؟

جلیلی در ادامه در پاسخ به سوال یکی دیگر از دانشجویان درباره برجام نیز گفت: در اصل ۱۷۶ قانون اساسی که در مورد شورای عالی امنیت ملی است مصوبات شورا زمانی لازم اجراست که رهبری آن را تأیید کنند و مقام معظم رهبری هم در ذیل مصوبه شورای عالی امنیت ملی از منتقدینی که جزییات را تیزبینانه دیدند و مشکلات را تذکر دادند تشکر کردند. این نگاه کشور را جلو خواهد برد.

سال ۸۴ که دولت نهم روی کار آمد مسئولیت مذاکرات با آقای لاریجانی بود و جناب آقای متکی هم وزیر امور خارجه و بنده به‌عنوان معاون اروپا و امریکای وزارت امور خارجه به آمریکا رفتیم. جناب آقای ظریف هم نماینده ایران در سازمان ملل بودند. درحالی‌که ما دو سال بود که داوطلبانه تعلیق کرده بودیم و بنا به حرف مقام معظم رهبری تعلیق در دولتی برداشته شد که تعلیق کرده بود، در مذاکرات نیویورک آقای فیشر، وزیر خارجه آلمان، گفت که چرا این کار را کردید؟ (درحالی‌که نطنز هنوز تعلیق بود) و این تعلیق باید تعطیل و سپس به تخریب تبدیل شود در عین حال در همان دو سال تعلیق فعالیت های مان چند قطعنامه هم شورای حکام آژانس علیه ما صادر کرد!

سال ۸۴ می گفتند باید تخریب کنید، سال ۹۲ به توقف ۲۰% راضی شدند

بعدازاین زمان در زمان بنده یک روند فنی طی شد که در آلماتی ۲، همانهایی که حرفشان تعطیلی و تخریب تاسیسات هسته ای کشورمان بود حاضر به مذاکره بر سر غنی‌سازی ۲۰٪ شدند.

روندی که در گفتگوهای ۱+۵ دنبال کردیم، این گونه بود. در مناسباتی که بین ایران و آژانس بود، آنها بارها بیان می‌کردند ایران مشکلات جدی دارد. آخرین توافقی که در دوره جناب آقای لاریجانی با آژانس صورت گرفت این بود که قدرت‌ها ادعا می‌کردند بین ایران و آژانس ابهامات، اشکلات و مشکلات زیادی وجود دارد و به ایران بی‌اعتماد هستیم و در سال ۸۲ بر اساس این تحلیل‌ها این ادعا را بر کشور تحمیل کردند و موجب شد حدود دو سال و نیم فعالیت‌هایمان را به حالت تعلیق دربیاوریم.

توافق مهم ایران و آژانس در سال ۸۶

در تابستان ۸۶ گفتیم شما می‌گویید مشکلات و سئوالات زیادی وجود دارند. ما همه اینها را حل می‌کنیم، ولی حق ندارید بر این مبنا حق ما را تضعیف یا تکالیف بیشتری را بر ما تحمیل کنید. می‌گفتند شما این کار را نمی‌کنید، می‌گفتیم شما چه کار دارید؟ مرجع این کار آژانس است و ما با آژانس می‌نشینیم و هر چه مشکل هست حل می‌کنیم، البته اگر سئوالات شما در چهارچوب قوانین آژانس بودند و فراتر از آن نبودند.

این صحبت‌ها منجر به توافقی شد که در سال ۸۶ امضا شد و ما به آژانس گفتیم هر مسئله‌ای را که می‌گویید باقی مانده است بگویید تا حل کنیم. قدرت‌ها می‌گفتند هزاران سئوال مطرح هستند و آژانس کلاً به شش مسئله و سئوال رسید و گفت ما به عنوان آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای با ایران شش مسئله بیشتر نداریم. به قول خودشان Outstanding issues گفتند از نظر ما آنچه که مسئله باقی مانده شش مورد است. گفتیم همه شش تا را برای شما حل می‌کنیم.

این توافق‌نامه امضا و پس از امضای آن مسئولیت آقای لاریجانی عوض شود. قرار شد آن شش مسئله را طی هجده ماه حل کنیم و جمهوری اسلامی ایران توانست با ادله فنی و بحث‌های بسیار دقیق حقوقی در ظرف شش ماه هر شش مسئله را حل کند و آژانس برای هر شش مسئله به ما نامه داد که این مسائل از نظر ما حل شده‌اند و در اسفند سال ۸۶ آقای البرادعی، مدیرکل آژانس در گزارشی نوشت که شش مسئله حل شده‌اند.

صدور قطعنامه ۴ روز پس از گزارش مثبت آژانس درباره ایران

می‌خواهم مناسباتی را که بر جهان حاکم هست در اینجا تبیین کنم. اینها ادعا کرده بودند هزاران مسئله وجود دارد و آژانس به این نتیجه رسید که شش مسئله بیشتر نیست و بعد هم تأکید کرد هر شش مسئله حل شده است، در حالی که آژانس دوستان ما که نبودند و به اصطلاح خودشان بیشتر هم با آنها بودند، اما در ده اسفند ۸۶ رسماً نامه داد که این مشکلات حل شده‌اند.

در گزارش مدیرکل هم در اینترنت و هم در سایت آژانس بین‌المللی انرژی می‌توانید ملاحظه کنید. به نظر شما واکنش طبیعی به این گزارش چه باید باشد؟ حداقل آن شش کشور که قدرت‌های مطرح هستند باید بگویند این شش تا که حل شد، برویم بهانه جدیدی را پیدا کنیم.

آقای البرادعی در ابتدای اسفند این گزارش را داد و چند روز بعد قطعنامه علیه ما صادر شد که چرا حل کردید؟ بحثم این است که کسی را که خواب است می‌شود بیدار کرد، اما کسی را که خودش را به خواب می‌زند نمی‌شود بیدار کرد. درست چهار روز پس از آن که آژانس وابسته به سازمان ملل می‌گوید مسائل حل شدند، سازمان ملل علیه ایران قطعنامه صادر می‌کند. بعد گفتند باید مذاکرات صورت بگیرد و آقای سولانا به ایران آمد. ما پرسیدیم گفتگو برای چه چیزی باید صورت بگیرد؟ شما گفتید نگران هستید و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هم که گفته است جای نگرانی نیست و مسائل حل شده‌اند. شما شش قدرت هستید و جمهوری اسلامی هم یک قدرت است و می‌توانیم بنشینیم در باره نقاط مشترک برای همکاری گفتگو کنیم. ما یک بسته پیشنهادی را ارائه کردیم و گفتیم در باره این موضوعات می‌توانیم صحبت کنیم، اما بخش انرژی هسته‌ای که حل شده است. در مورد خلع سلاح، عدم اشاعه، استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای که دیگر صحبتی نمانده است و طبق گزارش مدیرکل آژانس این موضوعات حل شده‌اند. آنها متقابلاً یک بسته دادند. گفتیم ما یک بسته ارائه داده‌ایم و شما هم یک بسته ارائه داده‌اید. فرهنگ گفتگو و مذاکره اقتضا می‌کند بر اساس مشترکات گفتگو کنیم.

بعد از این که این موضوع شکل گرفت، اینها در سال ۸۸ منتظر نتیجه انتخابات ماندند. در تیرماه ۸۷ بسته پیشنهادی‌مان را دادیم و اینها گفتند حالا باید بررسی کنیم و روند کار متوقف شد. منتظر بودند ببینند انتخابات در امریکا و ایران چه می‌شود.

انتخابات در ایران برای ما ظرفیت بزرگی را ایجاد می‌کرد و جمهوریت نظام را به رخ می‌کشید. بعد از انتخابات می‌توانستیم وارد عرصه دفاع از منافع ملی شویم.

شرایط فتنه که پیش آمد، اینها دو باره به طمع افتادند و فکر کردند به بهانه فتنه می‌توانند فشارهایی را بر ما تحمیل کنند. یک مدت که از فتنه گذشت و دیدند خبری نیست، گفتگوهای دور بعد در مهر ۸۸ شروع شد.

در آنجا مسئله اورانیوم غنی‌شده ۲۰ درصد مطرح شد. ما گفتیم امروز اورانویم ۵/۳ درصد را تولید می‌کنیم و به اورانیوم ۲۰ درصد هم نیاز داریم. اگر به ما می‌فروشید که هیچ، وگرنه تولید می‌کنیم.

استانبول ۱ آغاز تغییر نگاه غرب به ایران در مذاکرات

در دور سوم به این نتیجه رسیدند که روی نقاط مشترک، و نه برای تحمیل نظر یک طرف به طرف دیگر گفتگو صورت بگیرد که شد استانبول ۱. در استانبول ۱ یکی از بحث‌های ما این بود که چرا گفتگوها همیشه باید در اروپا باشد و چرا همیشه جا را شما تعیین می‌کنید؟

آنها وقتی دیدند مذاکرات به نفعشان نیست، قبل از استانبول ۱ مطرح کردند ایران تحت فشار پای گفتگو آمده است.

ما گفتیم اگر این مذاکرات برای همکاری مشترک است، پس چرا دارید علیه کشور ما اقدامات خصمانه، تحریم‌ها و قطعنامه‌ها را انجام می‌دهید و اول باید تکلیف اینها روشن شود. در محیط خصمانه که نمی‌شود همکاری را دنبال کرد و ادله آوردیم.

در هر دور گفتگوهای ما پنج شش ساعت طول می‌کشید. تمام ادله حقوقی را آوردیم که چرا می‌گوییم قطعنامه‌ها غیرقانونی هستند. این بر اساس حقوق بین‌الملل خود آنها ادله حقوقی دارد که تحریم‌ها به لحاظ ماهیت و روندی که طی شده است غیرقانونی هستند و مفصلاً این موضوع را توضیح دادیم و ثابت کردیم در قطعنامه صادرشده هیچ‌یک از ادله حقوق بین‌الملل رعایت نشده‌اند.آنها در این باره پاسخی نداشتند.

مغلطه اشتون چگونه دست ۵+۱ را رو کرد

گاهی جلسات تا نیمه شب طول می‌کشید و فردای آن یکمرتبه گفتگوها را قطع می‌کردند و خانم اشتون گفت اگر این مسیر را ادامه بدهید به نتیجه نمی‌رسیم.

ما گفتیم کجای این بحث غلط است؟ ما ۲۰ ساعت است داریم برای شما ادله می‌آوریم و نمی‌پذیرید. ایشان گفت گوشی تلفن‌های ما باز است، هر وقت نظرتان عوض شد به ما اطلاع بدهید و بعد هم گفتگوها را قطع کردند.

سپس در مصاحبه مطبوعاتی گفت ایران برای گفتگوها پیش‌شرط می‌گذارد. من گفتم شما که گفتید ایران تحت فشار تحریم‌ها پای گفتگو آمده است. چطور کسی که تحت فشار پای میز مذاکره آمده است، حالا پیش‌شرط می‌گذارد؟ ایشان گفتگوها را قطع کرد. همان‌هایی که به ما گفتند تلفن‌های ما باز هستند و هر وقت نظرتان عوض شد با ما تماس بگیرید، کمتر از یک ماه بعد خود خانم اشتون نامه نوشت و گفت بیایید گفتگوها را ادامه بدهیم و بعد هم دو نامه دیگر که همه آنها موجودند.

یخ مذاکرات در بغداد آب می شود

این روند طی و منجر به گفتگوهای استانبول ۲ شد. در آنجا این بحث را مطرح کردیم که اگر می‌خواهید مسیر گفتگوها ادامه یابد، باید گام‌ها برای همکاری متوازن و متقابل باشند. اینها گفتند می‌رویم و بررسی می‌کنیم و گفتگوهای بعدی در بغداد بود.

ما گفتیم به‌خصوص فاز دوم و سوم برخلاف مبانی‌ای است که بحث می‌کنیم. بحثی که حقوق کشور ما را نادیده بگیرد و یا تکالیف اضافی‌ای را برای ما تحمیل کند از نظر ما پذیرفته شده نیست. جمهوری اسلامی ایران هم مثل هر کشور دیگری عضو NPT و دارای حقوق و تکالیفی است. نه حق کمتری را می‌پذیرد و نه تکلیف بیشتری را.

اگر حق بیشتری می‌خواستیم شما بگویید و اگر تکلیفمان را کمتر انجام دادیم همین طور، ولی اگر تکلیف بیشتر یا حقوق کمتری را خواستید بر ما تحمیل کنید، بر اساس چه منطقی باید بپذیریم؟ گفتند می‌رویم و بررسی می‌کنیم.

تعدیل مواضع غربی ها در آلماتی ۱ و ۲

باز اینها گفتند می‌رویم و بررسی می‌کنیم. بررسی‌شان هشت ماه طول کشید و منجر شد به آلماتی ۱.

در آلماتی ۱ طرح ما در مسکو موجب شد از سه فازی که در بغداد مطرح کرده بودند، دو فاز را کم کنند و فقط فاز ۱ را آوردند که مربوط به بحث فردو بود و مباحثی در آنجا مطرح می‌شد. در آنجا پرسیدیم شما این بحث را در چه چهارچوبی قرار می‌دهید؟ در آنجا دوستان ما شبانه‌روز کار و این سئوال را مطرح کردند که پیشنهادی که شما می‌گویید در طرح جامعی که در مسکو دادیم، در یک بخش از این پازل قرار می‌گیرد، تکلیف بقیه آن چه می‌شود؟

قرار شد در آلماتی ۲ روی این موضوع بحث کنیم. در آلماتی ۲ این بحث انجام شد. ما مطرح کردیم اگر می‌گویید همکاری و گام‌های متقابل و متوازن، تمام بحث ما بر سر همین توازن است.

اگر قرار شود گام ما را شما تعریف کنید و گام خودتان را هم خودتان تعریف کنید و بعد بگویید اگر پذیرفته شد، مذاکرات خوب است و اگر پذیرفته نشد، بد است، این که دیگر اسمش مذاکره نیست، این می‌شود دیکته.

در مذاکره طرفین در چهارچوبی که حقوقشان رعایت شود و حقوق کسی مورد تعرض قرار نگیرد، با هم گفتگو می‌کنند و برای اعتمادسازی مثلاً می‌شود این کارها را کرد.

روز اول گفتگوها چندین ساعت طول کشیدند و آنها هیچ پاسخ منطقی‌ای نداشتند به ما بدهند. فردا آمدند و گفتند ما دچار سوءتفاهم شده‌ایم که باید ۱۰۰ متر جلو بیاییم و شما فقط پنج متر جلو می‌آیید. این که منطقی نیست. گفتیم این طور نیست. اگر قرار است گام‌ها متوازن باشند، ما پنج متر جلو می‌آییم، شما هم پنج متر جلو بیایید و حقوق ما باید به رسمیت شناخته شود.

من گفتم اختیارات کاملی دارم و می‌توانیم یک هفته هم شده است بنشینیم و روی جزئیات هم بحث کنیم. سخنرانی نمی‌کردیم و Lecture نمی‌دادیم. نماینده یکی از کشورها به نماینده‌ای که داشت با ما بحث می‌کرد یادداشت داد که بحث را ادامه نده. گفتم ادامه بدهید. خودشان خندیدند. گفتم پس چرا ادامه نمی‌دهید؟

خانم اشتون گفت پس اجازه بدهید مشورت کنیم. گفتیم مشورت کنید. رفت و برگشت و گفت باید برای مشورت به پایتخت‌هایمان برویم. در مصاحبه مطبوعاتی هم گفت قرار شد مشورت کنیم و من ظرف چند روز اطلاع می‌دهم که این چند روز شد ۴۰ روز و بعد هم منتظر انتخابات ۹۲ شدند و بعد از انتخابات مسیری را که می‌دانید دنبال شد. عرضم این است که آنچه که در آنجا مطرح شد این بود که اگر می‌خواهیم گامی را برداریم باید متوازن، متقابل و در چهارچوب حقوق قانونی ما باشد و هیچ حقی از کشور و ملت ما ضایع نشود.

آمریکا تا همین امروز خلاف برجام برخی تعداتش را عمل نکرده است

جلیلی همچنین در پاسخ به سوال دانشجوی دیگری نیز گفت:

نامه رهبر انقلاب به رییس جمهور یک فصل الخطاب برای شروع است، برای شروع در هم‌افزایی نیروهای انقلاب برای دفاع از حقوق، منافع و آرمان‌های کشور.

طبق برجام باید امریکا اعلام کند که این کارها را انجام می‌دهد. جان کری وقتی بیانیه رسمی را می‌خواند ۴ عدد از تعهدات امریکا به ایران را از قلم می‌اندازد؛ یعنی در برجامی که خود او متعهد شده ۴ عمل را انجام نمی‌دهد. این هوشمندی ملت و دولت را می‌خواهد که مطالبه حقوق شان را داشته باشد از اقداماتی که خود امریکا قبول کرده است. اصل مطالبه ما از دشمن است و نه از خودی. وظیفه ما مطالبه ملی از طرف مقابل است.

حصر سران فتنه مربوط به اتفاقات سال ۸۹ بود نه ۸۸

نماینده مقام معظم رهبری در پایان در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان درباره وضعیت حصر سران فتنه نیز اعلام کرد:

چیزی که ملتی را موفق می‌کند شور و نشاط و مزیت‌های در سالیان اخیر است. خصوصا در مردم‌سالاری دینی که این گروه‌های قدرت و ثروت نیستند که انتخاب می‌کنند بلکه مردم هستند که بدون اینکه کسی بتواند رأی آن‌ها را وتو کند انتخاب می‌کنند.

در سال ۸۸ طبق آنچه گفته شد ما در مباحث فنی حقوقی و حتی منطقه‌ای دست برتر را داشتیم. زمانی بود که آن‌ها شکست‌های پی‌درپی خوردند. در سال ۸۸ کسانی از داخل می‌خواستند این قدرت را تضعیف کنند و واقعا ۸ ماه ظلم بزرگی به ایران کردند. تا ۹اینکه دی و ۲۲ بهمن ۸۸ پیش آمد. جالب اینکه تا بهمن سال ۸۹ یعنی یک سال بعد از سال ۸۸ نیز باز سران فتنه آزاد بودند و کسی به آنها کاری نداشت و یک سال بعد دوباره فرصتی به نام بیداری اسلامی شکل‌گرفت و برخی متحدان امریکا سرنگون شدند و ۲۰ ماه بعد از انتخابات این افراد که دران ۸ ماه کاری نتوانسته بودند بکنند خواستند این فرصت را تبدیل به تهدید بکنند و نظام ایران را که مردم‌سالاری آن به الگوی کشورهای جهان تبدیل می‌شود در ردیف حکومت‌های دیکتاتور قرار دهند! لذا بعد از این ماجرا بود که در بهمن ۸۹ شورای عالی امنیت ملی تصمیم به حصر سران فتنه گرفت زیرا باز هم می خواستند فرصت های نظام را به تهدید تبدیل کنند.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: