در این جا قصد داریم با طرح چهار سوال کلیدی جایگاه مهارت تفکر ،آفت اغتشاشات فکری و تکنیک های مقابله با آن را مورد بررسی قرار دهیم.

سوال نخست: اصولاً ما در زندگی به چه چیزی مهارت می گوییم؟

دراین بخش در مورد سه مفهوم مهارت،ابرمهارت و سوپر ابرمهارت انسان ها صحبت می کنیم.

مهارت: برقراری ارتباط ، غلبه بر خشم،مدیریت استرس و نظایر اینها مهارت هایی است که افراد به میزانی مختلف از آن برخوردار هستند.بله اینها مهارت هستند.مهارتی است که انسان را از سایر موجودات متمایز می سازد.

ابرمهارت : حال اگر از شما بپرسند آن چیزی که انسانی را از انسان دیگر متمایز می سازد چیست؟ پاسخ کمی سخت خواهد بود.پاسخ «تفکر» است. آری تفکر و کیفیت و کمیت آن مهارتی است که انسانی را از انسان دیگر متمایز می سازد.ما این مهارت را «ابر مهارت» می نامیم. به مثابه یک ابزار شیوه استفاده از آن نیز اهمیت دارد.

سوپر ابرمهارت: چنانچه شما در مورد شیوه تفکر خویش یا دیگران فکر کنید ما این را «تفکر به تفکر» می نامیم .در این سطح افراد با دیدی قضاوتی در مورد نحوه تفکر خویش به مسائل و موضوعات مختلف اندیشه می کنند. یعنی شما به تفکر خودتان فکر می کنید.لازمه چنین کاری بیرون رفتن از فکرتان ،جداشدن از آن و فکر کردن به آن است.«تفکر به تفکر» می تواند باعث شناخت و درک بیشتر شما از قدرت مغز و تفکرتان شود.اگر شما در خصوص طرز فکر نیوتن در مورد افتادن سیب از درخت فکر کنید،درحال تفکر به تفکر نیوتن هستید. با اندیشه به اندیشه می توانید با افزایش خودآگاهی فرمان مغز خویش را بدست گیرید که در واقع فرمان زندگی خویش را بدست گرفته اید.

سوال دوم : چرا فکر و تفکر ؟

چرا در یک خانواده روستایی با امکانات و شرایط برابر یکی از فرزندان استاد دانشگاه آریزونا آمریکا و دیگری کشاورز می شود؟آیا دلیل آن می تواند چیزی غیر از شیوه تفکر و اندیشه افراد باشد؟تفکر یک مهارت بنیادین است که بر کلیه افعال انسانی اثرگذار است. تفکر در زندگی اثرات مستقیم و غیر مستقیمی دارد که عبارتنداز:

فرمان زندگی را بدست گرفتن

کنترل پیامدها و نتایج زندگی

اثرگذاری بر محیط

از روزمرگی خارج شدن

حالت آگاهانه به زندگی پیدا کردن

کنترل انتخاب ها

کنترل تصمیم ها

سوال سوم : چه عواملی تفکر را تقویت و یا مختل می کند؟

داشتن قدرت تفکر یک موضوع است و درک شیوه استفاده از آن نیز موضوعی دیگر. مهمترین عاملی که تفکر را در انسان مختل می کند «اغتشاشات فکری» است.اغتشاش هر موضوعی است که بر تمرکز و قدرت تفکر اثری منفی دارد و می تواند منشاء درونی یا بیرونی داشته باشد. موفقیت نیازمند استفاده از قدرت تفکر و استفاده از قدرت تفکر نیاز به نظم فکری دارد.کسی که اغتشاش فکری دارد نظم فکری ندارد.پس نمی تواند از همه توان فکر خود استفاده کند.در برخی مواقع کارهایی از افراد سر می زند که شما در جایگاه نظاره گر متعجب می شوید.ریشه چنین رفتار هایی نداشتن نظم فکری به سبب وجود اغتشاشات گسترده فکری است. کسی که اغتشاش فکری ندارد دقیقاً می داند بدنبال چیست ؟از چه راهی باید وارد شود ، برای رسیدن به خواسته هایش باید چه کارهایی انجام دهد؛چون ذهن چنین فردی متمرکز است؛چون نظم فکری دارد؛چون می تواند از همه ظرفیت فکری خویش استفاده کند.

افرادی که اغتشاش فکری دارند دارای خصوصیات زیر هستند:

به هیچ وجه در زندگی احساس آرامش ندارند.

این افراد استاد کارهای نیمه کاره هستند.هیچ کاری را به انتها نمی رسانند.

به هیچ کاری نه نمی گویند .بدون در نظر گرفتن توان و زمان خود کلیه پیشنهادات را قبول می کنند.

به جای اینکه فکر خود را کنترل کنند،فکر آنها را کنترل می کند.

در هیچ کاری جدی نیستند .حتی خوندن یه کتاب ساده.

هیچ وقت نمی توانند از سطح متوسط بالاتر روند؛چون تمرکز ندارند.

انضباط فکری ندارد.

یک روز از بیکاری می میرند و روز دیگر از پرکاری.

نمی دانند دنبال چه چیزی هستند.

سوال چهارم :تکنیک های موثر در درمان اغتشاشات فکری چیست؟

تکنیک اول :استفاده از دفترهای سه گانه: اصلی ترین ابزار تفکر به تفکر «نوشتن» است.اصولاً تفکر شفاهی خود اغتشاش فکری می آفریند.همین که کار شما از یک مورد به دو مورد رسید،اغتشاش فکری شروع می شود. پس از همین امروز تفکر کتبی را جایگزین تفکر شفاهی کنید.همین که مطالب و موضوعات ذهنی خویش را روی کاغذ بیاورید تا حدود زیادی از فشاری که به ذهنتان می آید کم می شود.در واقع با این کار ذهنتان را خالی می کنید.ذهن نمی تواند مطالبی را که شما هر لحظه ممکن است به آن رجوع کنید را فراموش کند اما وقتی که در جایی آنها را یادداشت کنید خیالش راحت می شود.برای اجرای تفکر مکتوب شما به سه دفتر نیاز دارید:

دفتر موفقیت: سعی کنید دفتری منحصربه فرد و خاص باشد چون قرار است ایده هایتان را در آن یادداشت کنید.ایده هایی که ممکن است اثرات بزرگی در زندگیتان داشته باشد.ایده هایی که به ذهنتان خطور می کند را در این دفتر یادداشت کنید.

دفتر ثبت وقایع روزانه :در این دفتر در پایان هر روز با صرف زمان اندک وقایع مهم و بحث برانگیز آن روز را یادداشت می کنید.این دفتر بیشترین سهم را در آزاد کردن فضای ذهنی و فکری و از بین بردن اغتشاشات فکری دارد.در پایان هر روز وقایع مهمی که پیش آمده را در قالب تجارب بدست آمده یادداشت می کنید.با این کار ضمن خالی کردن ذهن، تجارب ارزشمند آن روز را ثبت می کنید و در آینده از بروز چنین خطاهایی جلوگیری می کنید.هیچ می دانید چرا تاریخ تکرار می شود : چون انسان ها فراموش می کنند.

دفتر کارهای روزانه: این دفتر بیشترین سهم را در موفقیت شما دارد.یک دفتر جیبی تهیه کنید که به راحتی بتوانید همه جا آن را با خود ببرید .آخر هر روز کارهای روز بعد را با رعایت اولویت در آن دفتر بنویسید.با انجام هر کار بلافاصله بر روی آن خطی بکشید.این کار انرژی خوبی به شما می دهد:آخ جون از شر این یکی خلاص شدم.تلاش کنید کارهای هر روز را همان روز انجام دهید.اگر تمام نشد انجام آن را به روز بعد موکول کنید.فقط دقت کنید کارهای روز قبل باید اول روز بعد انجام شود؛چون اگر مرتب کاری را به تعویق بیندازید دیگر نمی توانید آن را انجام دهید.

تکنیک دوم:با ذهن خود صحبت کنید. اگه در حال انجام کاری هستید و روی آن متمرکز شده اید مثلا در حال مطالعه یه کتاب یا تکمیل پروژه ای خاص، به احتمال زیاد افکار مزاحم زیادی به سراغتان می آید.به محض اینکه احساس کردید تمرکزتان در حال کاهش است با ذهنتان حرف بزنید.به آن دستور دهید «تمرکز کن»«برگردد سر کارت».به عامل مزاحم بگویید «الان بهت فکر نمی کنم»،« ساعت هشت و نیم بهت فکر می کنم»،«برو پی کارت».می توانید افکار مزاحم را همان لحظه یادداشت کنید.خواهید دید که با این کارها بلافاصله تمرکزتان باز می گردد.

تکنیک سوم:روزی یک ساعت برای اغتشاشات خود وقت بگذارید. سعی کنید برای خالی کردن ذهنتان حداقل روزی یک ساعت را به افکاری که مثل مگس در ذهنتان وز وز می کنند اختصاص بدهید.می توانید افکار مزاحمی که در طول روز یادداشت کرده اید را مرور کنید.

تکنیک چهارم : تکنیک م.م.ج در تصمیم گیری. یکی از عمده ترین اغتشاشات فکری زمانی رخ می دهد که می خواهید در مورد چیزی تصمیم بگیرید.اکثر افراد در این مواقع گوشه ای دنج پیدا می کنند و شروع به فکر کردن می کنند آن هم به شکل شفاهی و ذهنی.باز هم تاکید می کنم تفکر شفاهی را دور بیندازید.نتیجه این کار دنیایی از شرایط و خصوصیت های مختلف است که نه تنها کمکی به تصمیم گیری نمی کند بلکه فرد را مستاصل می کند و اجازه نمی دهد تصمیم گیری نماید.ذهن آن فرد آشفته است. نمی داند باید چیکار کند.راه حل اساسی استفاده از تکنیک م.م.ج. است. م :نکات مثبت تصمیم است ،م دوم نکات منفی تصمیم و در نهایت ج : نکاتی است که نه مثبت است نه منفی بلکه نکات جالب است که باید به آن توجه کرد.با استفاده از تکنیک م.م.ج.همه نکات مثبت،منفی و جالب تصمیم خود را مکتوب کنید.

تکنیک پنجم:تکنیک شرح دادن.گاهی اغتشاشات مثل یک فنر طوری در ذهنتان پیچ خورده که نمی دانید چطور باید از دست آن خلاص شوید.دائم شما را عذاب می دهد.کاری که باید انجام دهید این است: یک کاغذ بردارید و در مورد مشکلی که دارید و ذهنتان را مشغول کرده بنویسید.شروع کنید به شرح دادن آنقدر بنویسید که احساس کنید نوشته هایتان دارد تکرار می شود.این تکنیک به شما کمک می کند تا بتوانید ذهنتان را خالی کنید. (تصویر نما)