زیباترین زنان جهان در کدام کشورها هستند+تصاویر

در این رده بندی که توسط سایت بسیار معتبر UCITYGUIDES صورت گرفته ده تا از کشور هایی که زیباترین زنان را دارند طبق این رده بندی مشاهده می کنید.


بچه ناخلفی که بازیگر شد؛ وقتی کیانیان به رضایی لهجه مشهدی یاد داد

حبیب رضایی با حضور در برنامه «35» از خاطرات دوران کودکی خود گفت و درباره بازیگری و بازیگردانی در سینمای ایران توضیح داد.


دردسرهای عکس منشوری و استعفای دو سرمربی؛ یک فوتبالیست گوشه رینگ!

اظهارات تند شجاعی و عکس جنجالی رحمتی، استعفای همزمان دو مربی لیگ برتری، واگذاری تیم امید به فدراسیون و استعفا در پرونده تیم جنجالی اخیر مهمترین ...


بچه ناخلفی که بازیگر شد؛ وقتی کیانیان به رضایی لهجه مشهدی یاد داد

حبیب رضایی با حضور در برنامه «35» از خاطرات دوران کودکی خود گفت و درباره بازیگری و بازیگردانی در سینمای ایران توضیح داد.


علی دایی در جشن تولد پسر محمدعلی فردین

علی دایی که پیش از این هم نشان داده که با خانواده محمدعلی فردین رابطه صمیمانه ای دارد، شب گذشته در جشن تولدی با حضور پسر و نوه فردین این بازیگر ...


روایت کارمند سفارت آمریکا از تسخیر لانه جاسوسی

روایت کارمند سفارت آمریکا از تسخیر لانه جاسوسی

| دوشنبه ۱۱ آبان ۹۴ ساعت ۱۶:۲۸ | نسخه چاپي

کورپورال ویلیامز اولین کسی بود که خارج شد. از او خواستند دست‌هایش را به علامت تسلیم بالا ببرد، این در حالی بود که چند دانشجوی دیگر به داخل حمله کردند آنها فریاد می‌زدند : «تفنگ‌هایشان را بگیرید، تفنگ‌هایشان را بگیرید».
به گزارش سایت مرکز اسناد انقلاب، راکی سیک من از کارمندان سفارت آمریکا و یکی از گروگان‌های آمریکایی درباره تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام در ۱۳ آبان ۵۸ می‌گوید: اشغال سفارت در صبح ۴ نوامبر ۱۹۷۹ اتفاق افتاد. با ورود شاه به آمریکا احساسات ضد آمریکایی شدت گرفته بود و با توجه به احتمال ازدحام جمعیت شورشی، همه‌ی نیروهای نظامی از روز ۳ نوامبر به حالت آماده‌باش درآمده بودند .
قای لاینگن زنگ زد تا بپرسد آیا پلیس ایران رسیده است؟ به او گفتم که گاردهای انقلابی بیرونند و مردم حالت شورش دارند، ولی هنوز کسی وارد محوطه‌ی سفارت نشده است.
در آن لحظه به ما دستور داده شد تا طبقه‌ی اول را ترک کنیم و وارد طبقه‌ی دوم شویم. تمام اسلحه‌ها و گازهای اشک‌آور را جمع کردیم و واحدهای تلفن همراه را تا جایی که فرصت داشتیم خراب کردیم، سپس به طبقه‌ی دوم رفتیم.
دو‌ یا سه ساعت بعد بود که به ما جداً اخطار رسید که خارج شده و گروگان شویم. قبل از آن ‌یک نفر دیگر را فرستادیم تا به طور منطقی با دانشجویان مذاکره کند اما خود او هم به عنوان گروگان دستگیر شد.
کورپورال ویلیامز اولین کسی بود که خارج شد. از او خواستند دست‌هایش را به علامت تسلیم بالا ببرد، این در حالی بود که چند دانشجوی دیگر به داخل حمله کردند آنها فریاد می‌زدند : «تفنگ‌هایشان را بگیرید، تفنگ‌هایشان را بگیرید».
در آن موقع چند نفر وارد اتاق کناری شدند و همه‌ی سلاح‌ها و مهمات ما را از بین بردند. بنابراین ما چیزی نداشتیم که تسلیم دانشجویان کنیم. از دفتر بیرون رفتم، محکم دست‌ها و چشمانم را بستند. مرا از پله‌ها پایین کشیدند و آرام گفتند: «نترسید، مشکلی نیست»...

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: