مانتوها از آغاز تاکنون چه تغییراتی کرده اند؟!

درباره تغییرات پوشش در سال های گذشته مثل خیلی موارد دیگر هیچ مرجع و آمار و کتابی وجود ندارد تا نشان بدهد لباس های ما ایرانی ها در دهه های گذشته ...


خروسک؛ آزاردهنده اما موقت

مجرای تنفسی در کودکان باریک است، به‌همین سبب هنگام التهاب مخاطی و تنگی در این ناحیه، فرد دچار علائم تنفسی می‌شود. کروپ یا خروسک در اثر ...


ثروت این ۸ نفر با دارایی نیمی از مردم جهان برابری می‌کند

شکاف طبقاتی و مالی در جهان بهحدی رسیده است که در حال حاضر ثروت هشت مرد به اندازه ۳.۶ میلیارد جمعیت جهان است.


سقوط مرد جوان در کانال فونداسیون ساختمان (+عکس)

یک مرد جوان به کانال فونداسیون ساختمانی سقوط کرد و دچار شکستگی شدیدی شد.


بهترین گوشی‌های بازار با قیمت 1 تا 1.5 میلیون تومان

اگر به دنبال خرید یک گوشی هوشمند هستید این روزها نیازی به خرج بیش از یک و نیم میلیون تومان ندارید و معمولاً می‌توان در این بازه قیمتی محصولاتی با ارزش خرید بالا قابل رقابت با پرچم‌داران را پیدا کرد.


روایت کارمند سفارت آمریکا از تسخیر لانه جاسوسی

روایت کارمند سفارت آمریکا از تسخیر لانه جاسوسی

| دوشنبه ۱۱ آبان ۹۴ ساعت ۱۶:۲۸ | نسخه چاپي

کورپورال ویلیامز اولین کسی بود که خارج شد. از او خواستند دست‌هایش را به علامت تسلیم بالا ببرد، این در حالی بود که چند دانشجوی دیگر به داخل حمله کردند آنها فریاد می‌زدند : «تفنگ‌هایشان را بگیرید، تفنگ‌هایشان را بگیرید».
به گزارش سایت مرکز اسناد انقلاب، راکی سیک من از کارمندان سفارت آمریکا و یکی از گروگان‌های آمریکایی درباره تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام در ۱۳ آبان ۵۸ می‌گوید: اشغال سفارت در صبح ۴ نوامبر ۱۹۷۹ اتفاق افتاد. با ورود شاه به آمریکا احساسات ضد آمریکایی شدت گرفته بود و با توجه به احتمال ازدحام جمعیت شورشی، همه‌ی نیروهای نظامی از روز ۳ نوامبر به حالت آماده‌باش درآمده بودند .
قای لاینگن زنگ زد تا بپرسد آیا پلیس ایران رسیده است؟ به او گفتم که گاردهای انقلابی بیرونند و مردم حالت شورش دارند، ولی هنوز کسی وارد محوطه‌ی سفارت نشده است.
در آن لحظه به ما دستور داده شد تا طبقه‌ی اول را ترک کنیم و وارد طبقه‌ی دوم شویم. تمام اسلحه‌ها و گازهای اشک‌آور را جمع کردیم و واحدهای تلفن همراه را تا جایی که فرصت داشتیم خراب کردیم، سپس به طبقه‌ی دوم رفتیم.
دو‌ یا سه ساعت بعد بود که به ما جداً اخطار رسید که خارج شده و گروگان شویم. قبل از آن ‌یک نفر دیگر را فرستادیم تا به طور منطقی با دانشجویان مذاکره کند اما خود او هم به عنوان گروگان دستگیر شد.
کورپورال ویلیامز اولین کسی بود که خارج شد. از او خواستند دست‌هایش را به علامت تسلیم بالا ببرد، این در حالی بود که چند دانشجوی دیگر به داخل حمله کردند آنها فریاد می‌زدند : «تفنگ‌هایشان را بگیرید، تفنگ‌هایشان را بگیرید».
در آن موقع چند نفر وارد اتاق کناری شدند و همه‌ی سلاح‌ها و مهمات ما را از بین بردند. بنابراین ما چیزی نداشتیم که تسلیم دانشجویان کنیم. از دفتر بیرون رفتم، محکم دست‌ها و چشمانم را بستند. مرا از پله‌ها پایین کشیدند و آرام گفتند: «نترسید، مشکلی نیست»...

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟