گزینه جدید ترامپ برای وزارت امور خارجه آمریکا

جان هانتسمن، فرماندار سابق ایالت یوتا به مجموعه گزینه‌های دونالد ترامپ برای وزارت امور خارجه آمریکا افزوده شده است.


۹ کشته بر اثر آتش سوزی در ایالت اوکلند آمریکا

منابع خبری محلی از کشته شدن دست کم ۹ تن از افراد حاضر در یک کلوپ شبانه واقع در اوکلند آمریکا خبر دادند.


دستانی به قدرت آروار‌ه‌های شیر+تصاویر

خرچنگ نارگیل با هر دست خود می‌تواند 10 برابر که انسان هنگام دست دادن وارد می‌کند، در پنجه‌های خود توان داشته باشد.


گشتی در زندگی خصوصی دختر شایسته روسیه

یانا دوبرو ولسکایا، اخیرا نمانیده روسیه در رقابت های Miss World 2016 شد.


انعکاس

انعکاس ها به عکس ها زیبایی خاصی می بخشند. به تصویر کشیدن انعکاس منظره ای زیبا در آب، انعکاسی زیبا درون چشم، عکسی ماکرو از انعکاس درون قطرات آب و… خواه این انعکاس در آب باشد و خواه سطوح دیگر، عکاسان می توانند از آن به شکل خلاقانه ای برای گرفتن عکس هایی شگفت انگیز و دیدنی در شاخه های مختلف عکاسی استفاده کنند.


چرا مساله بابک زنجانی مشکوک است؟

چرا مساله بابک زنجانی مشکوک است؟

اقتصاد | يكشنبه ۲۹ شهريور ۹۴ ساعت ۱۰:۷ | نسخه چاپي

شاید تا دو سال قبل کمتر کسی نامی از بابک زنجانی شنیده بود. با این حال پرونده وی در دوسال گذشته به خبر اول خبرگزاری‌ها و رسانه‌های کشور تبدیل شده است. براساس مستندات، دولت گذشته تلاش داشته با استفاده از روابط اقتصادی بابک زنجانی تحریم‌های صورت گرفته علیه ایران را دور بزند. این در حالی است که سرنوشت بسیاری از پول‌های نفت ایران که به بابک زنجانی سپرده شده نامعلوم است و وی به جرم فساد اقتصادی در زندان به سر می‌برد و در هفته‌های آینده در دادگاه محاکمه خواهد شد.
سعید شیرکوند در گف‌وگو با آرمان، در این باره معتقد است: «اگر ما می‌خواستیم تحریم‌ها را دور بزنیم باید خود را برای مقابله با یک سیستم پیچیده متمرکز بین‌المللی آماده می‌کردیم که به صورت مرتب اقتصاد ایران را رصد می‌کند تا ما در شرایط تحریم موفق نشویم نیازهای خود را برآورده کنیم. مساله به این مهمی اصلا در توانایی یک فرد که هیچ سابقه‌ای در مسائل اقتصادی و روابط بین‌الملل ندارد، نبوده است. برای من هنوز این مساله غیرقابل هضم است که چگونه میلیاردها دلار از بودجه کشور در اختیار چنین فردی قرار گرفته است. اگر پرونده بابک زنجانی را بررسی کنیم متوجه می‌شویم که در بسیاری از موارد این پرونده حداقل عقلانیت هم وجود ندارد و به نظر من این مساله از ابتدا و از اساس مشکوک است».
از نظر شما فساد اقتصادی دارای چه تعریفی است؟ چه اتفاقی باید در سیستم اقتصادی رخ بدهد که یک فساد بسیار بزرگ شکل بگیرد؟
فساد به معنی استفاده‌ غیرمجاز از قدرت عمومی برای منافع خصوصی است. فساد دولتی یا سیاسی زمانی اتفاق می‌افتد که یک مسئول یا کارمند دولتی از ظرفیت‌های رسمی برای مقاصد شخصی استفاده کند. با این وجود بنده معتقدم ما نباید به دنبال شناسایی مفسدان اقتصادی باشیم و باید به دنبال ریشه‌های فساد اقتصادی در کشور باشیم. متاسفانه ساختارهای اقتصادی ما بعضا فسادخیز شده است. در طول سال‌های گذشته تلاش‌هایی برای جلوگیری از فساد اقتصادی به وجود آمده اما هیچ کدام از این فسادها به صورت ریشه‌ای و عمیق مورد بررسی قرار نگرفته است. باید در کنار دستگیری مفسدان اقتصادی، ریشه‌های فساد را نیز ریشه‌کن کرد. مسئولان قضائی باید توجه داشته باشند که اگر قرار است با فساد اقتصادی مبارزه کنند باید با بسترها و زمینه‌های به وجود آورنده فساد مبارزه کنند و مبارزه با مفسدان اقتصادی را در مرحله بعد قرار بدهند. نکته جالب اینکه برخی دولتمردان و کسانی که قصد داشتند در فضای سیاسی ایران ظهور کنند و به شهرت برسند با شعار مبارزه با فساد اقتصادی برسرکار آمدند. نمونه بارز این‌گونه افراد علی امینی نخست وزیر محمدرضا پهلوی بود که با شعار مبارزه با فساد حکومتی و فساد اقتصادی برسر کار آمد. حتی زمانی که محمدرضا پهلوی قصد داشت حسن نیت خود را به انقلابیون نشان دهد هویدا نخست‌وزیر خود و ارتشبد نصیری رئیس ساواک که نقش مهمی در فسادهای تشکیلاتی داشتند را از کار برکنار کرد.

چه عواملی در ساختارهای اقتصادی کشور وجود دارد که فسادخیز است؟

برخی عوامل مانند اقتصاد دولتی یا اقتصاد مبتنی بر نفت، سبب تمرکز قدرت اقتصادی می‌شود که به صورت طبیعی فسادخیز است. البته فساد در ایران در دوره‌های مختلف حالتی متفاوت داشته و با توجه به شیوه مدیریت دولت‌ها تغییر می‌کرده است. از این نکته نیز نباید غافل شویم که فساد اقتصادی در ایران وضعیتی مشترک با برخی از کشورهای در حال توسعه دارد و مختص ایران نیست. دولت در ایران مسئول توزیع و تخصیص منابعی است که در کشور وجود دارد. در نتیجه هر شخص یا گروهی که موفق شود به صورت رسمی و غیررسمی به این کانون توزیع ثروت نزدیک شود می‌تواند از این وضعیت بهره‌مند شود.

به نظر شما قدرت سیاسی به چه میزان در شکل‌گیری فساد اقتصادی نقش دارد؟برخی از اقتصاددانان معتقدند به مرور زمان در ایران یک شبه‌دولت به وجود آمده که با موازی‌کاری‌هایی که صورت می‌دهد احتمال فساد اقتصادی در کشور را افزایش داده است. شما با این دیدگاه موافقید؟

بنده هم با این دیدگاه موافق هستم. متاسفانه مساله فساد اقتصادی در ایران مانند یک بیماری مهلک تمام سلول‌های جامعه را درگیر خود کرده است. ما به جای اینکه عنوان کنیم «فساد اقتصادی» باید از «اقتصاد فساد» نام ببریم. بخشی از فساد در جامعه ما ناشی از ریختن قبح فساد است. نکته دیگر اینکه فسادی در جامعه ما حساسیت برانگیز است که آمیخته با «قدرت» باشد. فساد بین قدرت و سیاست پیوند برقرار می‌کند و با عبور از قانون و مقررات، قانون را در مسیر خود و برای جاه طلبی‌های خود تفسیر کرده و بخشی از کیک ثروت ملی را به نفع خود مصادره می‌کند. بیماری خویشاوند‌سازی، مال خود‌سازی و عبور از قانون مربوط به حوزه فساد سیاسی می‌شود که به نظر من خطرناک‌ترین بخش فساد است. دولت در ایران کانون اصلی توزیع ثروت و قدرت به شمار می‌رود.البته در کنار دولت برخی موازی‌کاری‌ها صورت می‌گیرد که به شکل‌های مختلف وضعیت فساد را تشدید می‌کند. برای مثال بخش زیادی از بازار پول در اختیار قوه مجریه نیست و نمی‌توان برای آن متولی خاصی مشخص کرد. مساله مهم دیگر به نظارت‌ها مربوط می‌شود و باید یک سازو کار تعریف شده برای جلوگیری از فساد وجود داشته باشد تا بتوان با آن مبارزه کرد. با این وجود سازوکار پس از وقوع فساد وجود دارد؛ اقتصاد باید به صورت علمی و عقلایی ترمیم و بازسازی شود. هنگامی رانت خواری اتفاق می‌افتد که ما منابع عمومی را در اختیار یک شخص یا گروه قرار بدهیم که آن شخص و گروه به هر طریقی که تمایل دارد از آن استفاده کند. این رانت ممکن است در فضای سیاسی نیز شکل بگیرد.

چرا به یک‌باره و در دو سال گذشته رقم‌های فساد اقتصادی در کشور بسیار بزرگ و نجومی شد؟

عملکرد محمود احمدی‌نژاد به شکلی بود که وی به هیچ کس پاسخگو نبود و به همین دلیل بعضا نظارت‌ها به عملکرد دولت وی سخت شده بود. من در سال ۸۵ در جایی عنوان کردم مسیری که دولت در پیش گرفته به هیچ عنوان با معیارها و اصول اقتصادی همخوانی ندارد و این دولت در نهایت در مسائل اقتصادی شکست خواهد خورد. احمدی‌نژاد علاوه بر اینکه بودجه دستگاه‌های اجرایی مختلف را به هم ریخته بود اجازه نمی‌داد ردیف بودجه‌های دولت نیز از سوی نمایندگان مجلس تعیین شود. وی دوست داشت به هر شکلی که تمایل داشت بودجه را مورد استفاده قرار بدهد. به دلیل اینکه نظارت چندانی در این زمینه وجود نداشت احمدی‌نژاد با گشاده دستی بخشی از اموال عمومی را بذل و بخشش می‌کرد.
اگر به تاریخ نگاه کنیم متوجه می‌شویم که در دولت‌هایی که از فضای باز سیاسی حمایت می‌کردند فساد اقتصادی کمتری مشاهده شده و برعکس در دولت‌هایی که به صورت سلیقه‌ای رفتار می‌کردند و فضای سیاسی را مسدود می‌کردند فساد اقتصادی تشدید شده است. به نظر شما فضای باز سیاسی به چه میزان در فساد اقتصادی نقش دارد؟
فضای باز سیاسی و رقابت‌پذیری با خود شفافیت به ارمغان می‌آورد و این شفافیت از کج‌روی‌ها و فساد جلوگیری می‌کند. در نتیجه در شرایطی که فضای باز سیاسی وجود داشته باشد نظارت‌ها بر عملکرد مسئولان بیشتر می‌شود و مطبوعات و دستگاه قضائی با سهولت بیشتری می‌توانند فضای سیاسی و اقتصادی را رصد کنند. این وضعیت به شفاف‌تر شدن وضعیت جامعه کمک می‌کند و به همین دلیل هر لکه سیاهی به خوبی قابل مشاهده و کنترل است. در حالت عکس هرچه فضای سیاسی بسته شود و شرایط برای نظارت دستگاه‌های نظارتی و مطبوعات فراهم نباشد مخفی‌کاری و انحصارطلبی تشدید می‌شود و در نتیجه فساد اقتصادی بیشتر می‌شود. زالوهای اقتصادی و مفسدان در فضای تاریک و غیرشفاف زیست می‌کنند. به همین دلیل هرچه نور بیشتری به فضای اقتصادی و سیاسی کشور تابیده شود راحت‌تر می‌توان این زالوها را شناسایی کرد و از بین برد. در فضای بسته و غیررقابتی سیاسی این قدرت است که تعیین می‌کند چه سهمی از قدرت و ثروت باید به چه شخصی برسد و هیچ رقابتی در این زمینه شکل نمی‌گیرد. در صورتی که اگر برای به دست آوردن ثروت و قدرت مشروع رقابت سازنده و مفید شکل می‌گرفت سیستم اقتصادی به صورت طبیعی سهم هرکدام از بازیگران خود را تعیین می‌کرد. متاسفانه برخی با آگاهی از معایب ساختارهای اقتصادی کشور، راه نزدیک شدن به کانون ثروت را پیدا کرده‌اند و با نزدیک شدن به این کانون‌ها برای خود قدرت و ثروت کسب می‌کنند. البته منظور من این نیست که در سال‌های گذشته همه دولت‌ها و مدیران این عملکرد را داشته‌اند و بلکه عملکرد مدیران در این زمینه متفاوت بوده است. دولت اصلاحات به دلیل اینکه بر فضای باز سیاسی تاکید می‌کرد با مشکلات کمتری در زمینه فساد اقتصادی مواجه شد. گردش آزاد نسبی اطلاعات در آن مقطع زمانی مانع از تجمیع قدرت و ثروت در کانون‌های خاص می‌شد. این در حالی است که در دولت احمدی‌نژاد این وضعیت تغییر کرد و آسیب‌هایی در سیستم اقتصادی کشور روی داد. نکته دیگر اینکه هرگاه مسئولی صاحب امضای طلایی شد بدون شک فساد به همراه خواهد آورد. غیرممکن است یک فرد دارای امضای طلایی در سیستم اقتصادی کشور باشد اما درگیر فساد در شکل‌های مختلف نشود. حتی اگر این افراد بخواهند که طبق قوانین و مقررات عمل کنند پس از مدتی مقاومت خود را از دست می‌دهند و به عامل فساد تبدیل می‌شوند. هرچه نهادهای نظارتی جامعه قدرت بیشتری برای نظارت بر نهادهای اقتصادی داشته باشند بهتر می‌توان با فساد مبارزه کرد و به نتایج بهتری دست یافت. مبارزه دولت با فساد باید با پشتیبانی اجتماعی صورت بگیرد. پشتیبانی اجتماعی هم‌ زمانی محقق می‌شود که جامعه دارای نهادهای مدنی قدرتمند باشد و این نهادهای مدنی قدرت نظارت و فرصت مانور قابل توجهی داشته باشند. مطبوعات می‌توانند نقش بسیار با اهمیتی در زمینه کشف، افشا و پیگیری فسادها داشته باشند. هنگامی که یک خبرنگار در حال تحقیق و افشای یک فساد است باید به وی جایزه داد. تنها راه مبارزه با فساد، انتشار اخبار و اطلاعات در جامعه و تزریق قدرت به جامعه برای جلوگیری از عوامل اصلی ایجاد فساد است. اگر جامعه‌ای بسته باشد و دسترسی نهادهای مدنی به اطلاعات سلب شود مبارزه با فساد نوعی«شوخی» است.

یکی از تفاوت‌های بارز بابک زنجانی با دیگر مفسدان اقتصادی نوکیسگی و تازه به دوران رسیدگی وی است که کار به جایی رسیده که بخشی از بودجه دولت به حساب وی ریخته شده و یکی از بزرگ‌ترین پرونده‌های فساد اقتصادی دهه‌های اخیر کشور را رقم زده است. ارزیابی شما از این مساله چیست؟

بنده باید در ابتدا این نکته را متذکر شوم که این مساله که بابک زنجانی راننده رئیس کل بانک مرکزی بوده و از آنجا با مسائل اقتصادی آشنا شده یک دروغ بسیار بزرگ و یک حرف بی‌پایه و اساس است. کسی که چنین مصاحبه‌ای با بابک زنجانی انجام داده باید بلافاصله با بانک مرکزی تماس می‌گرفته و این مساله را استعلام می‌کرده که آیا وی در بانک مرکزی راننده رئیس کل بوده یا خیر و سپس این مصاحبه را منتشر می‌کرده است. همواره و در همه دولت‌ها راننده رئیس کل بانک مرکزی کارمند بانک مرکزی بوده و یک سرباز نمی‌توانسته راننده رئیس کل بانک مرکزی باشد. با این وجود تفاوت مهم بابک زنجانی با مفسدان اقتصادی دیگر در نوع کلاهبرداری و فرصت‌طلبی وی بوده که به موقع از ضعف مدیریت مسئولان وقت سوءاستفاده کرده و یک شبه ره صدساله را پیموده است. نکته دیگر اینکه بابک زنجانی سر مردم کلاه گذاشته و با ورود به بخش اداری قسمت‌هایی از سیستم اداری را با خود همراه کرده است. نکته دیگر اینکه باید شرایط ظهور و بروز بابک زنجانی را نیز در نظر گرفت که ماهی فساد وی در چه دریایی و در چه بستری بزرگ شده و رشد پیدا کرده است. مساله دیگر اینکه پرونده بابک زنجانی تنها مختص به وی نیست. چطور ممکن است بودجه کشور و بیت‌المال در اختیار یک فرد ناشناخته و تازه به دوران رسیده قرار گرفته باشد. در نتیجه پرونده بابک زنجانی مربوط به یک جریان خطرناک است. هیچ عقل سلیمی این مساله را نمی‌پذیرد که تحریم‌های یک کشور هفتادمیلیون نفری توسط یک شخص که حتی از الفبای اقتصاد نیز مطلع نبوده قرار بوده دور زده شود. چطور ممکن است حجم عظیمی از بیت‌المال در اختیار چنین فردی قرار گرفته باشد. من معتقدم حجم فساد بابک زنجانی بسیار گسترده و بزرگ‌تر از چیزی بوده که در رسانه‌های کشور منتشر شده است.

به نظر شما کسانی که تلاش می‌کردند از طریق بابک زنجانی تحریم‌ها را دور بزنند و پول بیت‌المال را در اختیار وی قرار داده‌اند نیز در جرم وی شریک هستند؟

قطعا شریک هستند. مگر ممکن است چنین حجم عظیمی از پول بیت‌المال بدون اجازه مسئولان به وی سپرده شود. کسانی که قصد داشتند تحریم‌ها را دور بزنند به جای اینکه از روش‌های جدید و قابل کنترل استفاده کنند از ابتدائی‌ترین و فاقد کنترل‌ترین روش برای این کار استفاده کردند. اگر ما می‌خواستیم تحریم‌ها را دور بزنیم باید خود را برای مقابله با یک سیستم پیچیده متمرکز بین‌المللی آماده می‌کردیم که به صورت مرتب اقتصاد ایران را رصد می‌کند و تلاش می‌کند دور اقتصاد ایران دیوار بکشد تا ما در شرایط تحریم موفق نشویم نیازهای خود را برآورده کنیم. در نتیجه برای مقابله با این سیستم پیچیده بین‌المللی وظیفه سنگینی برعهده کسانی بوده که در این راه تلاش می‌کردند. مساله به این مهمی اصلا در توانایی یک فرد بی‌سواد که هیچ سابقه‌ای در مسائل اقتصادی و روابط بین‌الملل ندارد نبوده است. برای من هنوز این مساله غیرقابل هضم است که چگونه میلیاردها دلار از بودجه کشور در اختیار چنین فردی قرار گرفته است. در نتیجه من معتقدم هدف دور زدن تحریم‌ها نبوده است. هدف اصلی کاسبکاری از وضعیت تحریم‌های ایران بوده است. اگر پرونده بابک زنجانی را بررسی کنیم متوجه می‌شویم که در بسیاری از موارد در این پرونده حداقل عقلانیت هم وجود ندارد و به نظر من این مساله از ابتدا و از اساس مشکوک است. بدون شک همه کسانی که این حجم از پول ملت را در اختیار این فرد قرار داده‌اند شریک جرم وی محسوب می‌شوند.

شما عنوان می‌کنید حداقل عقلانیت نیز در پرونده بابک زنجانی وجود ندارد. این سخن شما به معنای این است که پرونده وی به صورت تعمدی بزرگ و رسانه‌ای شده است؟

من نمی‌توانم در این زمینه به صورت قطعی سخن بگویم. با این وجود بنده به هیچ عنوان نمی‌توانم این مساله را بپذیرم که یک کشور برای دور زدن تحریم‌های بین‌المللی که به صورت پیچیده و سیستماتیک طراحی شده از ابتدائی‌ترین و سنتی‌ترین روش‌های ممکن استفاده کند. روشی که بابک زنجانی برای دور زدن تحریم‌ها مورد استفاده قرار داده بسیار ابتدائی است. در این روش برای اینکه اموال یک کاروان مورد دستبرد راهزنان قرار نگیرد بخشی از اموال مهم کاروان را افراد خاصی از راه‌های صعب العبور حمل می‌کردند. به نظر می‌رسد بابک زنجانی نیز قصد چنین کاری داشته است. مشخص هم نیست که چرا در دنیای جدید که کوچک‌ترین رفتار انسان قابل ردیابی و رصد است از چنین روشی استفاده شده است. نکته دیگر اینکه پول‌هایی که از فروش نفت توسط بابک زنجانی به دست آمده سرنوشت نامعلومی پیدا کرده و مشخص نیست صرف چه کاری شده یا در کجا سرمایه‌گذاری شده است. داد و ستدهایی که بابک زنجانی تاکنون در عرصه بین‌المللی و داخلی انجام داده بر هیچ اصول و عقلانیت اقتصادی استوار نبوده است.
دلیل به وجود آمدن پول‌های سرگردان در پرونده بابک زنجانی چیست؟سرنوشت این پول‌ها در نهایت چه خواهد شد؟
رسیدگی به این مساله تا حدود زیادی به عملکرد دستگاه قضائی کشور بازمی‌گردد. نکته دیگر اینکه شاکیان اصلی پرونده بابک زنجانی نیز سازمان‌ها و وزارتخانه‌های دولتی هستند. مساله مهم اینکه رسیدگی به پرونده بابک زنجانی که دارای گستردگی و وسعت زیادی است نیازمند تشکیل یک تیم بسیارقوی از کارشناسان نخبه اقتصادی و امنیتی کشور است تا بتوانند به صورت دقیق و علمی سرنوشت این پول‌های سرگردان را مشخص کنند. باید مشخص شود چه اشخاصی و در چه جایگاه‌هایی از بابک زنجانی حمایت کرده و زمینه را برای ارتکاب جرم وی مهیا کرده‌اند. البته عملکرد بابک زنجانی به نام وی و به کام برخی دیگر بوده که وضعیت این افراد نیز باید مشخص شود. باید به وضعیت تمام شرکت‌هایی که ذیل نام بابک زنجانی فعالیت می‌کردند رسیدگی شود؛ چرا که این شرکت‌ها با پول بیت‌المال مشغول به کار بوده‌اند. بخش‌هایی از اموال بابک زنجانی هیچ ربطی به تحریم‌ها نداشته است. اینکه یک شرکت در جزیره کیش هتل تاسیس کند هیچ ربطی به تحریم‌های بین‌المللی ایران نداشته است. بابک زنجانی در تهران املاک زیادی را خریداری کرده و سپس فروخته یا اینکه بسیاری از کارخانه‌های سازمان تامین اجتماعی را خریداری کرده است. هیچ کدام از این مسائل به تحریم‌های ایران ارتباط پیدا نمی‌کند. با این وجود در همه این پرونده‌ها افرادی به سودهای کلانی دست پیدا کرده و ذی‌نفع بوده‌اند که نامی از آنها در پرونده فساد اقتصادی برده نشده است. به همین دلیل یک تیم خبره باید تمامی ابعاد این پرونده و ابهام‌های آن را مورد بررسی قرار دهد. برای پیدا کردن عمق فاجعه پرونده بابک زنجانی باید میزان پولی که از ابتدا در اختیار وی قرار گرفته، چگونگی جابه‌جایی این پول‌ها در حساب‌های داخلی و بین‌المللی و همچنین شیوه ورود این پول‌ها به اقتصاد کشور را مورد بررسی قرار داد. همچنین باید مشخص شود بابک زنجانی در چه بازه زمانی و چه مدت پول‌های بیت‌المال را در اختیار داشته است.

دلیل سکوت بابک زنجانی درباره سرنوشت پول‌های سرگردان و همچنین اتهامات وی در بازجویی‌های صورت گرفته چیست؟ چرا وی با عدم همکاری مناسب مدت رسیدگی به پرونده را طولانی کرده است؟

بنده با اطلاعاتی که درباره این پرونده به دست آورده‌ام نه بابک زنجانی را یک فرد کارآفرین می‌دانم، نه یک بیزینسمن و نه یک نابغه اقتصادی. ظرفیت‌های شخصی ایشان بیانگر این نکته است که وی هیچ کدام از این ویژگی‌ها را نداشته است. بنده حتی استدلال اولیه وی که عنوان کرده در ابتدا با تبادل ارز و آگاهی از وضعیت ارز موفق شده ثروتمند شود را احمقانه و دروغ تلقی می‌کنم. به نظر من اصلا چنین چیزی در سیستم اقتصادی کشور امکانپذیر نیست که فردی بدون توانایی‌های اقتصادی یک شبه ره صدساله را بپیماید. اگر آقای نوربخش قصد داشته پولی را به شخصی تحویل بدهد که در بازار ارز سرمایه‌گذاری کند بدون شک به یک راننده گمنام نمی‌سپرده و به افراد مورد اعتماد می‌داده است. بابک زنجانی به هیچ عنوان دارای پیچیدگی در فعالیت‌های فردی خود نبوده است. به همین دلیل یک مجموعه سازماندهی شده در این زمینه وجود داشته که به نام بابک زنجانی فعالیت می‌کرده است.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: