به بهانه شماره پیراهن نامألوف اشنایدرلین در اورتون

شماره‌ پیراهن‌های عجیب؛ از داویدز تا رونالدو و رونالدینیو + تصاویر

بازیکنان زیادی در دنیای فوتبال بوده و هستند که شماره پیراهن‌های‌شان با شماره‌های مألوفی که می‌شناسیم، متفاوت بوده است.


آشپزخانه شاداب تر با اصول فنگ شویی!+تصاویر

حضور انرژی مثبت در هر فضایی از دکوراسیون داخلی شما لازم و ضروری است. قوانین فنگ شویی که بیشتر آنها بر مبنای کاربرد، ایمنی و نظافت فضا تعریف شده اند به شما کمک می کنند بتوانید فضایی مطابق با نیازهای خود و در حقیقت ...


خروسک؛ آزاردهنده اما موقت

مجرای تنفسی در کودکان باریک است، به‌همین سبب هنگام التهاب مخاطی و تنگی در این ناحیه، فرد دچار علائم تنفسی می‌شود. کروپ یا خروسک در اثر ...



زاینده‌رود جمعه در اصفهان جاری می‌شود

معاون حفاظت و بهره‌برداری شرکت آب منطقه‌ای اصفهان با اشاره به تصمیم کمیته ۵ نفره برای بازگشایی زاینده رود گفت: پیش بینی می‌شود تا اواخر روز ...


شوخی حداد عادل با رهبر معظم انقلاب

شوخی حداد عادل با رهبر معظم انقلاب

| سه شنبه ۲۴ شهريور ۹۴ ساعت ۱۴:۱ | نسخه چاپي

غلامعلی حداد عادل که مهمان برنامه‌ی «خندوانه» بود در بخشی از صحبت‌هایش هم روایت شوخی‌هایی که با رهبر معظم انقلاب کرده را باز گفت و هم از شوخ طبعی ایشان تعریف کرد.
به گزارش خبرآنلاین، او پس از اشاره‌ی رامبد جوان به نسبت فامیلی‌اش با مقام معظم رهبری گفت که من یکبار به شوخی خدمت آقا عرض کردم که من خودم را این‌طرف و ان‌طرف، این‌گونه معرفی می‌کنم و می‌گویم:د«من پدر بزرگ نوه‌های مقام معظم رهبری هستم.»
دختر رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی‌ همسر یکی از پسران حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب است.
حداد عادل از شوخ طبعی مقام معظم رهبری هم تعریف و تمجید کرد و گفت: «از زمانی که حضرت آقا رئیس جمهور بودند، من در مورد کتاب‌های درسی و تالیف آن با ایشان مشورت می‌کردم. چون حضرت آقا شب‌ها به درس و مشق فرزندانشان رسیدگی می‌کردند، با وجود مشغله‌ی فراوان، دیکته می‌گفتند برای فرزندانشان و در جریان کتاب‌های درسی بودند که ما تالیف می‌کردیم.»
او ادامه داد: «یک‌بار درباره‌ی یک شعر بحث درگرفت که در کتاب درسی دوم دبستان باشد یا نباشد، من هم گفتم که کتاب را می‌برم خدمت حضرت آقا و از ایشان می‌پرسم که ببینیم نظرشان چیست؟ مقام معظم رهبری روزهای دوشنبه جلسه عمومی دارند، من هم روز دوشنبه خدمت ایشان رسیدم و کتاب فارسی دوم ابتدایی را دادم خدمت آقا، یک روحانی که دوست ما بود، حضور داشت، این دوست روحانی ما به شوخی گفت که آقای حداد برای حضرت آقا کتاب دوم آبتدایی را آورده‌اید که بخوانند. من هم گفتم، بله، کتاب اول ابتدایی را هم سال پیش برایشان آوردم. حضرت آقا هم فرمودند: ولی ما همچنان در اول وصف تو مانده‌ایم.»
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟