چه نوع کرم پودری بخریم؟

کرم‌پودر از جمله محصولات آرایشی است که تاثیر قابل‌توجهی در زیبایی چهره دارد و اگر رنگ و بافت آن به درستی انتخاب شود، می‌تواند نقص‌های صورت ...


قطارهای لوکسی که تا کنون ندیده‌اید

همواره سفر از امور مورد توجه بشر به حساب می آید. در گذشته به دلیل نبود امکانات از احشام به عنوان وسیله برای سفر استفاده می کردند؛ با پیشرفت تکنولوژی ...


اظهار نظر یک دیپلمات پاکستانی درباره سفر روحانی به اسلام آباد

یک دیپلمات ارشد پاکستان معتقد است سفر قریب الوقوع رئیس جمهوری اسلامی ایران به اسلام آباد اگرچه بیشتر با هدف شرکت در اجلاس سران اکو' انجام می شود، از جمله مهم ترین سفرهای مقامات عالی به پاکستان محسوب می شود و و حکایت از دوستی عمیق و پیوند ناگسستنی میان دو کشور و دو ملت همسایه دارد.


عکس‌های دردسرساز ملی پوش اسکی و ابهام در بازگشتش به ایران

با وجود پایان یافتن رقابت‌های مقدماتی اسکی قهرمانی جهان در فنلاند، هنوز در بازگشت یکی از ملی پوشان اسکی صحرانوردی ابهام وجود دارد.


فرزند آیت الله طالقانی: فوت پدرم مشکوک بود

سیاست | جمعه ۲۰ شهريور ۹۴ ساعت ۲۰:۲۲ | نسخه چاپي

مهدی طالقانی فرزند آیت الله طالقانی در بخش هایی از مصاحبه با هفته نامه صدا درباره علت فوت آیت الله طالقانی گفت: درباره فوت مرحوم طالقانی هم ابهاماتی وجود دارد از جمله اینکه چرا آن شب هم تلفن خانه چهپور که طالقانی آنجا بود و هم تلفن خانه خودشان قطع بود؟
این فوت مشکوک بود. وقتی انقلاب شد منزل ابوی در پیچ شمران تبدیل به محل رجوع مردم شد و دیگر برای ما قابل زندگی نبود. پیشنهاداتی شد مبنی بر اینکه فلان کاخ، فلان دفتر یا خانه فلان تیمسار خالی است، به یکی از این مکان ها بروید؛ اما آقا قبول نکردند.
جمعیت ما هم زیاد بود. پدر، مادر، من و خانم و بچه هایم همه با هم بودیم. به هر حال یک آپارتمان 70 متری در خیابان سمیه ما دادند و ما آنجا ساکن شدیم؛ ولی مرحوم آقا جلساتش را در خانه آقای چهپور در خیابان ایران برگزار می کرد. دو یا سه روز پیش از این حادثه، دزد به خانه خیابان سمیه می آید و فقط از داخل آپارتمان ما دزدی می شود و یک مقدار وسایل را هم به هم می ریزد و چند سند با خود می برد.
چه سندهایی بود؟
احتمالا همان سندهایی بوده که برای آقای طالقانی می آمده و آقا باید امضا می کرده است. روز حادثه تلفن خانه سمیه و تلفن خانه ایران هر دو با هم قطع می شود؛ در صورتی که شرکت مخابرات می دانسته که هر دو خط را آقای طالقانی استفاده می کند و قاعدتا این دو تلفن در دو جای مختلف شهر به صورت همزمان نباید قطع می شد.
مسئله دیگر این بود که ماشینی در اختیار ایشان گذاشته و به راننده اش گفته بودیم هر جا که آقا هست بماند تا اگر حتی نصف شب شب آقا خواست جایی برود این راننده آقا را ببرد و بیاورد؛ اما آن راننده در ان شب مرخص می شود و من دلیلش را نمی دانم. آن شب آقا با سفیر روسیه و هیئتی حدودا 12 نفره در منزل آقای چهپور دیدار داشت. وقتی ساعت 12 شب این هیئت از پیش آقای مکی رود آقا احساس می کند درد سینه دارد به آقای چهور خبر می دهد؛ اما آقای چهپور متوجه می شود که تلفن قطع است.
بعد آقای چهپور پیاده راه می افتد و می رود به میدان عشرت آباد به دنبال دکتر شیبانی که البته دکتر هم نبوده است. اعتراض ما این بود که سه بیمارستان اطراف آن خانه بود به هیچ کدام از آنها نرفته است و دست آخر با یک اکسیژن نصفه و نیمه برگشته است و وقتی می آید آقا دیگر فوت کرده بودند. به ما می گوید: ما تلفن نداشتیم. خب تلفن نبود اما حداقل 50 عدد از این بی سیمهای دستی آنجا ریخته بود و کمیته مرکز به آنجا نزدیک بوده، همه این اتفاقات در کنار هم نمی تواند تصادفی باشد.
شما برای روشن شدن ماجرا پیگیری هایی انجام دادید؟
نگذاشتند. ما گفتیم کالبدشکافی کنند گفتند نمی شود یک روحانی و مرجع عالیقدر را کالبد شکافی کرد.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟