گاف بزرگ و عجیب در سریال شبکه سه / تصویر پرچم وارونه ایران در تلویزیون

در یکی از سکانس‌های سریال روزهای بی‌قراری» پرچم مقدس ایران به شکل وارونه قرار گرفته و نمایش داده می‌شود.


فرمانده مرزبانی ناجا اعلام کرد: مرزبانی، حامی کوله‌بران و مرزنشینان است

فرمانده مرزبانی نیروی انتظامی با اعلام اینکه مرزبانان حامی کوله بران و مرزنشینان هستند، گفت: مرزنشینان و کوله بران جزئی از توان مرزبانی هستند، ...


محسن رضایی از خیر کاندیداتوری گذشت

دبیرکل حزب توسعه و عدالت ایران اسلامی گفت:‌ آقای رضایی به شورای مرکزی جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی اعلام کرد قصد نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری آتی را ندارد.


فروشگاه اپلیکیشن اختصاصی کودکان راه اندازی شد

پلتفرم یکپارچه نرم افزاری شامل لانچر( اجراکننده اپلیکیشن)، فروشگاه اپلیکیشن (اپ استور) و اپلیکیشن ویژه کودک به عنوان بستری محتوایی برای ارائه خدمات پاک به کودکان در فضای مجازی رونمایی شد.


توقف تولید پژو۴۰۵ و پراید/اجرای قرارداد با فولکس واگن تا مرداد

رئیس انجمن قطعه سازان با اشاره به احتمال توقف تولید پژو ۴۰۵ و پراید تا سال ۹۷، گفت: قرارداد فولکس واگن تا مرداد سال آینده اجرایی می شود.


قاتل: زندگی‌ام قربانی خشمم شد

حوادث | دوشنبه ۰۲ شهريور ۹۴ ساعت ۱۲:۲۸ | نسخه چاپي

مرد میانسالی که از سه سال گذشته به اتهام قتل همسر و دختر خود در بازداشت به سر می‌‌‌برد، صبح روز گذشته در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد.
به گزارش جوان، جلسه رسیدگی به پرونده متهم 55 ساله که سروش نام دارد در شعبه 10 دادگاه کیفری شماره یک استان تهران تشکیل شد.
ابتدای جلسه نماینده دادستان در جایگاه قرار گرفت و در شرح کیفرخواست گفت: متهم پرونده از چهاردهم آذرماه سال 91، به اتهام قتل همسر 43 ساله و دختر 22 ساله‌اش در بازداشت به سر می‌برد. او در همه مراحل بازجویی اتهام خودش را پذیرفته و گناهکاری وی محرز است. در ضمن رئیس قوه قضائیه به عنوان ولی قهری طفل صغیر زن 43 ساله مطالبه دیه کرده است.
پس از آن متهم به دستور قاضی قربان‌‌زاده، در جایگاه قرار گرفت و اتهامش را قبول کرد. او در شرح ماجرا گفت: یک روز که در محل کارم مشغول کار بودم پسرعمه‌ام تماس گرفت و گفت: شنیده‌ام که می‌خواهی دخترت را شوهر بدهی. پرسیدم چه کسی این حرف را گفته است. مدعی شد که همسرم به او و خانواده‌اش خبر داده. وقتی ماجرا را با همسرم در میان گذاشتم گفت:دخترمان از مدتی قبل با پسری به نام فرید دوست شده و حالا فرید می‌خواهد به خواستگاری بیاید. از اینکه همه چیز را از من که سرپرست خانواده بودم، پنهان کرده بودند عصبانی شدم. از همسرم خواستم ماجرا را فراموش کند و دیگر حرف فرید را به میان نکشد اما همسرم گفت اگر من مخالفت کنم فرید و دخترمان از خانه فرار می‌کنند.
وقتی این حرف را زد کینه همسرم را به دل گرفتم و تصمیم به جدایی گرفتم. روز حادثه وقتی وارد خانه شدم دیدم که دخترم در حال گریه است و مادرش بالای سرش ایستاده. نمی‌دانستم چه کار کنم. داشتم دیوانه می‌شدم. عصبانیتم فروکش نمی‌کرد. وقتی مشاجره‌مان بالا گرفت، به آشپزخانه رفتم و چاقویی برداشتم و به آنها ضربه زدم که فوت شدند. به خاطر یک لحظه عصبانیت زندگی‌ام را از دست دادم.
متهم در آخرین دفاع از خود گفت: با اینکه همسرم در این اتفاقات مقصر بود اما من قصد قتل او را نداشتم. می‌دانم اشتباه کرده‌ام. حالا هم پشیمانم و از هیئت قضایی درخواست کمک دارم. قاضی قربان‌‌زاده بعد از ختم جلسه با اعضای دادگاه وارد شور شد.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟