توقف صادرات مرغ وتخم مرغ بدلیل آنفلوانزا؛ تخم‌مرغ نیم‌پز نخورید

رئیس هیات مدیره اتحادیه مرغ تخم‌گذار تهران با بیان اینکه صادرات مرغ و تخم مرغ متوقف شده است، گفت: مردم از مصرف مرغ و تخم مرغ نیم پز خودداری ...


دستانی به قدرت آروار‌ه‌های شیر+تصاویر

خرچنگ نارگیل با هر دست خود می‌تواند 10 برابر که انسان هنگام دست دادن وارد می‌کند، در پنجه‌های خود توان داشته باشد.


اولین تصاویر لو رفته از مدل ۲۰۱۷ گلکسی A5 را ببینید

چند روزی می‌شود که خبرهای مختلفی از مدل جدید گوشی گلکسی A5 به بیرون درز کرده و امروز هم تصاویر آن لو رفته‌اند.


وقتی مرداب «گل»، دختران جوان را می‌بلعد؛ مخدری صنعتی در پوشش گیاهی سنتی

در بین مواد تخدیری و محرکی که مصرف آن در میان برخی جوانان شایع است،مخدر «گل» از مواد اعتیاد آور نسبتاً نوظهوری است که اثرات و عوارض تخریبی جسمانی ...


توقف صادرات مرغ وتخم مرغ بدلیل آنفلوانزا؛ تخم‌مرغ نیم‌پز نخورید

رئیس هیات مدیره اتحادیه مرغ تخم‌گذار تهران با بیان اینکه صادرات مرغ و تخم مرغ متوقف شده است، گفت: مردم از مصرف مرغ و تخم مرغ نیم پز خودداری ...


سکوت مجمع روحانیون به روایت حجاریان

سلامت | پنجشنبه ۲۹ مرداد ۹۴ ساعت ۱۴:۵ | نسخه چاپي

 ماهنامه نسیم بیداری: سعید حجاریان خیلی احتیاج به معرفی ندارد. دست کم برای کسانی که اهل مطالعه، مطبوعاتند. فقط شاید ندانند که او همچنان می خواند و می خواند و می خواند. درباره فعالیت های مجمع روحانیون در مقطع اصلاحات، حجاریان که خیلی ها او را تئوریسین اصلاحات می خوانند، گزینه مناسبی است. انتظار داشتیم بگوید مجمع محافظه کاری کرده و جاهایی کندروی اما حجاریان حرف های دیگری زد و این سوال هنوز بی جواب ماند که وقتی کسی مانند حجاریان هم مجمع روحانیون را کندرو نمی داند چرا و چگونه تندروی عبور از خاتمی، جبهه اصلاحات را سر درگم، منفعل و در نهایت مغلوب کرد.گفتگوی با سعید حجاریان را می خوانید.
شما از جمله فعالان سیاسی محسوب می شوید که دایما جامعه و احزاب را رصد کرده و می کنید. تشکلی به نام جامعه روحانیت مبارز چه چیز را برایتان تداعی می کند؟

قبل از انقلاب عده ای روحانی بودند که ارتباط نزدیکی با امام داشتند. یعنی نزد ایشان درس فقه یا عرفان می خواندند و وجوهات او را جمع می کردند. این افراد اندیشه های امام را تبلیغ می کردند و برای همین فعالیت ها به زندان می افتادند. این عده همچنین در بحث های داخلی و به اصطلاح طلبه ای که میان روحانی ها پیش می آمد ،امام را به عنوان اعلم قبول داشتند. به این طیف از روحانی های فعال، روحانیت مبارز می گفتند.
یکی از علل اصلی تشکیل روحانیت مبارز، تقابل با ولایتی ها بود. ولایتی ها روحانی های سنتی بودند و حرف شان این بود که انقلاب بیهوده است و قبل از قیام حضرت قائم تشکیل حکومت باطل است و از این قبیل نظریات. امام هم مخالف ولایتی ها بود و بعدها هم گفت خون دلی که پدر پیرتان از این دسته روحانیت متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختی های دیگران نخورده... روحانیت مبارز همچنین در تقابل با طرفداران دیگر مراجع همچون آیت الله شریعتمداری و آیت الله خویی نیز بودند.
بعد از پیروزی انقلاب طیف روحانی های اهل مبارزه و معتقد به نهضت امام، متشکل شدند و جامعه روحانیت مبارز را تشکیل دادند. البته همه روحانی ها الزاما وارد این تشکل نشدند. یعنی برخی فعالیت و مبارزه می کردند اما به عضویت جامعه روحانیت مبارز در نیامدند. برخی از اعضای روحانیت مبارز هم ضمن عضویت در این تشکل به عضویت حزب جمهوری اسلامی درآمدند که نشان می داد حداقل در آن مقطع جامعه روحانیت را یک تشکل سیاسی نمی دانستند. زمانی که بحث رسمیت بخشیدن به تشکل ها و اخذ مجوز پیش آمد روحانیت مبارز گفتند ما از وزارت کشور مجوز نمی گیریم و جواز ما انقلاب، مبارزات و تاییدات امام است در صورتی که هر حزب و تشکل سیاسی ای برای فعالیت به مجوز وزارت کشور نیاز است.

جرقه اختلافات درون جامعه روحانیت از کجا زده شد؟

تشکل روحانیت مبارز فعالیت خود را تا زمان انتخابات مجلس سوم ادامه داد. البته تا همین موقع هم دو جریان داخل جامعه روحانیت فعال بود که یکی حامی دولت مهندس موسوی و دیگر منتقد آن محسوب می شد. اختلاف این دو جریان بر سر ورود چند نفر به لیست انتخاباتی مجلس سوم علنی شد. یکی از این نفرات آقای دعایی بود؛ عده ای می گفتند دعایی لیبرال است و عده دیگر او را امین و مورد اعتماد امام می دانستند. همین کشمکش در مورد مرحوم زواره ای وجود داشت.
عده ای می گفتند زواره ای صلاحیت ورود به لیست را ندارد، چرا که در مجلس دوم از مخالفان سر سخت نخست وزیری مهندس موسوی بود. این نقل متعلق به اوست که گفته بود به امام بگویید به مجلس پوزه بند بفرستد که هیچ کس اظهارنظر نکند. این اختلافات در نهایت به انشعاب برخی از اعضای جامعه روحانیت و تشکیل مجمع روحانیون مبارز انجامید. در واقع «یون» و «یت» از هم جدا شدند و مجمع روحانیون رفت و رسما از وزارت کشور مجوز گرفت در حالی که یت مجوز نداشت و هنوز هم ندارد.
یکی از دعواهای همیشگی هم این بوده که چرا روحانیت مبارز لیست انتخاباتی می دهد. این را هم بد نیست اشاره کنم که یونی ها بیشتر شمیرانی بودند و یتی ها تهرانی. اعضای روحانیت مبارز بیشتر حوالی لرزاده و خیابان ایران فعالیت می کردند.

به نظرتان تشکیل مجمع روحانیون پاسخ به یک نیاز تشکیلاتی و سیاسی بود یا واکنشی احساسی به برخوردهای دیگر اعضای جامعه روحانیت؟

اگر کسانی که تفکرشان مخالف جریان غالب جامعه روحانیت بود، پس از جدایی تشکلی درست نمی کردند، نمی توانستند کاندیدای خود را به مردم معرفی کنند. حزب جمهوری و سازمان مجاهدین بسته شده بودند و روزنامه ای هم در اختیار نداشتند و ناگزیر بودند که برای معرفی خود تشکلی به وجود بیاورند. ضمن این که شکاف و اختلاف تنها مختص به روحانیون نبود. قبل از آن هم شکاف چپ و راست اتفاق افتاده بود. مثلا درون حزب جمهوری اسلامی شکاف به وجود آمده و طیف حسن آیت و مهندس موسوی از هم جدا شده بودند.
درون سازمان مجاهدین هم مشابه این اتفاق افتاد و بهزاد نبوی و راستی اختلاف پیدا کرده بودند که در نهایت به انحلال سازمان منتهی شد. منظورم این است که نیروهای انقلاب بر سر موضوعات مختلفی اعم از سیاست خارجی و داخلی، اقتصاد، فرهنگ و... دچار واگرایی و اختلاف عقیده شده بودند. طبیعی بود که حاملان هر تفکر، بخواهند تشکیلاتی برای فعالیت ترتیب دهند.
تشکیلات تازه مجمع روحانیون چگونه توانست انتخابات را از تشکلی قدیمی و سابقه دار و معروف ببرد؟
همان طور که می دانید انشعاب با تایید مرحوم امام اتفاق افتاد. کمی بعد و در بحبوحه رقابت های انتخابات مجلس سوم ایشان بحث اسلام ناب و اسلام آمریکایی را مطرح کرد. از خیلی قبل هم نمایندگان طرفدار دولت، نخست وزیر و وزرا درباره فشارهای منسوبین به بازار سخن گفته و افکار عمومی را نسبت به آن حساس کرده بودند. بنابراین سخنان امام چنان تعبیر شد که همه می گفتند اسلام آمریکایی یعنی یتی ها، در یک مقطع کوتاه یک فضای تند علیه جامعه روحانیت و جناح راست شکل گرفت تا آن جا که آقای مهدوی کنی در دیداری به امام گفته بود که حالا ما آمریکایی شدیم؟ و امام گفته بود منظور من شما نیستید . آقای مهدی گفته بود خب اعلام کنید و امام در جواب گفته بود اعلام می کنم منتهی بعد از انتخابات مجلس سوم در این فضا مشخص بود که پیروزی از آن یون خواهد بود و یت شانسی برای ورود به مجلس ندارد.

و چگونه در انتخابات بعدی نتیجه ای کاملا عکس رقم خورد؟

شورای نگهبان برای انتخابات مجلس چهارم بسیاری از صلاحیت ها را رد کرد این موضوع چالش جدیدی را در کشور به وجود اورد و مجمع روحانیون و شورای نگهبان مقابل یکدیگر قرار گرفتند. در واقع پس از درگذشت امام از نفوذ طیف مجمع روحانیون کاسته شد، چرا که آن ها از جمله افراد نزدیک به بیت امام بودند امام هم در زمان حیات از آن ها دفاع می کرد. شروع سکوت مجمع باز می گردد به انتخابات مجلس خبرگان دوم. آن زمان احمدآقا موضعی نزدیک به جمع داشت.
در آن انتخابات، عده ای از مجمع روحانیون کاندیدا بودند. احمد آقا نیز کاندیدا بود. مجمعی ها معتقد بودند احمدآقا محال است رد صلاحیت شود. وقتی ایشان تایید شود، همه ما تایید خواهیم شد. شورای نگهبان، احمدآقا و کسانی را که امام بر اجتهاد آن ها صحه گذاشته بود را تایید و مابقی را رد کرد. در نتیجه همه تایید شده های نزدیک به روحانیون مبارز از انتخابات انصراف دادند. از این جا بود که دوره محنت و عسرت مجمع آغاز شد.
چرا تشکلی که بنیانش بر اعتراض است، ناگهان موتور خود را خاموش می کند سکوت پیش می گیرد و عزلت می گزیند؟
اولا زمانی که صلاحیت اعضای مجمع رد شد بدان معنا بود که دیگر نمی توانند از طریق صندوق رای وارد قدرت شوند. ثانیا آن ها نظام و رهبری را قبول داشتند و نمی خواستند با آن ها درگیر شوند. مجبور به سکوت بودند زیرا راه شان بسته بود و چاره ای جز سکوت نداشتند. مشکل مجمع روحانیون ترس اعضا از برخورد نبود زیرا تصمیم شان جمعی بود. آن ها تصمیم گرفتند به جای درگیر شدن با شورای نگهبان و دولت و قوه قضاییه، به سمت جامعه مدنی بروند.
بنابراین روزنامه سلام تاسیس شد که البته ارگان رسمی مجمع نبود . تصمیم خویینی ها برای اخذ مجوز هم تحت رایزنی نیروهای چپ بود. خیلی ها به او گفته بودند که سکوت بیش از حد هم وجهه مناسبی ندارد. سلام در فضای آن زمان کشور و در حالی که کابینه دوم آقای هاشمی کاملا به راست چرخیده بود. صدایی متفاوت و مخالف در جامعه بود. از این پس رفته رفته مجمع از حالت خاموشی درآمد و برای انتخابات ریاست جمهوری هفتم احیا شد و یکی از اعضایش را کاندیدا کرد.
شما از استراتژی سکوت مجمع گفتید و از قرابت اعضای آن با بیت امام به نظر می رسد اگر استراتژی سکوت مجمع موفق بود آنان مجور نمی شدند در انتخابات دوم خرداد، اهلیت خود را به اثبات برسانند و مدام بگوید ما ضد نظام و ضد ولایت فقیه هستیم.
این موضوع شانتاژ راست ها بود و خاتمی هم ناگزیر بود که از خود دفاع کند. از طرف دیگر در آستانه انتخابات دوم خرداد همه ارگان های رسمی پشت سر آقای ناطق بودند. حتی بعد از انتخاب آقای خاتمی نیز این تبلیغات مسموم ادامه داشت زیرا آن ها به هر حال از رای نیاوردن کاندیدایشان ضربه خورده بودند و این طور می گفتند که کاندیدای مخالف ناطق، مخالف رهبری است.
چرا حضور مجمعی ها در کنار خاتمی کم رنگ بود؟ برخی می گویند مجمع علاقه داشته نیروی پشت پرده باشد.
اولا فعالیت انتخاباتی اجرایی است و روحانیون نهایتا می تواند به نفع کاندیدا منبر بروند. ضمنا افرادی همچون موسوی لاری ،مجید انصاری و... درون ستاد خاتمی فعال بودند. بعد از انتخابات هم جوان ترهای مجمع تا حد توان وارد دولت شدند اما مساله این بود که روحانیت فعالیت خود را بیشتر فرهنگی می دانست تا اجرایی.
در دوره اصلاحات ، زمانی مجمع را کندرو خطاب می کردند. این موضوع در مقایسه با فعالیت مشارکت و مجاهدین بود یا مجمع محافظه کار شده بود؟
من نمی دانم این حرف را چه کسانی می زنند. شما ببینید، روزنامه سلام بسته شد و دادگاه رفت اما مثلا صبح امروز یا مشارکت باز بودند. پس می بینیم که مجمعی ها کند نشدند.
پس دلیل اختلاف و کشمکش بین نمایندگان مجمع و نمایندگان مشارکت در مجلس ششم چه بود؟
شما زمانی که راجع به مجلس ششم حرف می زنید یعنی دارید عملکرد چند عضو مجمع را می بینید که ممکن بوده بنا به شرایط تصمیمات واقع گرایانه تری بگیرند اما مگر شما موضع تک تک اعضای مجمع را نسبت به فعالیت ها و لوایح مجلس ششم می دانید؟ من از شما می پرسم مجمع ،جایی موضعی کندتر از مشارکت داشته است؟ آیا مجمع موضع رسمی کندی دارد؟
بله در مواقعی، اظهارات و موضع گیری ها در حد انتظارات تندروان نبود.
شاید اما توجه کنید که یک عضو مجمع رییس جمهور شده و استعفا نکرد.
ده بود. ممکن است احتیاط هایی کرده باشند که خاتمی صدمه نبیند. این مهم است که کسی در جمهوری اسلامی رییس جمهور شود و عضو حزب بماند. ما تنها خاتمی را داشتیم که پس از رییس جمهور شدن در تشکل خود باقی مانده است. سنت حزبی شدن مهم است زیرا رییس جمهور ضمن این که نماینده ملت است نماینده یک حزب هم است. از این منظر که خاتمی را رییس جمهوری حزبی نگاه کنیم می توان احتیاط مجمع را توجیه کرد زیرا به دنبال جا انداختن سنت حزبی شدن بوده است اما تفاوت سایر اصلاح طلبان با مجمع این بود که موضعی مستقل داشتند و می توانستند انتقادات و مواضع خود را به صراحت بیان کنند.

می رسیم به سال 84 و جدایی آقای کروبی، چرا دبیرکل، راه خود را از مجمع جدا کرد؟

آقای کروبی تا سال 84 دبیر کل مجمع بود. آقای کروبی مدعی بود که درون مجمع رای گیری شده و قرار بوده که ایشان به عنوان کاندیدا مجمع معرفی شوند. من درون مجمع نبودم و نمی دانم درون شان چه گذشته اما آقای کروبی می گفت بعد از نامزد شدن، مجمع دیگر از من حمایت نکرده و سکوت کرده است. نتیجه این شد که آقای کروبی از مجمع جدا شد و حزب اعتماد ملی را تاسیس کرد. بعد از جدایی آقای کروبی برای انتخابات خبرگان لیست انتخاباتی داد، درون لیست نام رازینی بود اما توسلی نبود و عملا آقای کروبی دیگر هم موضع مجمع نبود.

به نظرتان سکوت فعلی مجمع مشابه استراتژی سکوت پس از انتخابات مجلس چهارم است؟

این موضوعی که اشاره می کنید که تنها موضع مجمع نیست همه اصلاح طلبان در سکوت تشکیلاتی هستند . شما خاطرتان هست که آقای عسگراولادی به آقای خویینی ها نامه داده بود که از انتخابات خود در سال 88 توبه کنید. خویینی ها هم جواب مناسبی به او داد. این یعنی اعضای مجمع حرف های خود را در مواقع مختلف منتشر می کنند. در واقع اعضا هر گاه لازم بدانند و فارغ از وابستگی تشکیلاتی خود نظراتشان را ابراز می کنند اما مجمع به عنوان یک تشکل سیاسی فعلا ساکت است. البته این سکوت خیلی هم انتخابی نیست و شرایط پس از 88 آن را پدید آورده است.
با این حساب، چه دورنمایی را برای حیات سیاسی مجمع روحانیون مبارز ترسیم می کنید؟
مجمع روحانیون در حال حاضر با سرعت کندی در حال فعالیت کردن است. از طرفی با محدودیتی که برای آقای خاتمی پیش آمده، بالاخره باید منتظر ماند تا این موضوع حل شود و سپس انتظار فعالیت جدی تر مجمع را داشت. از طرف دیگر من بعید می دانم که مجمع دست به گسترش کمی خود بزند و به نظرم در انتخابات آتی نیز به صورت حاشیه ای حضور خواهد یافت و نمی دانم برنامه ای برای انتخابات خبرگان و معرفی کاندیدا خواهند داشت یا خیر
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: