واقعیت‌های پنهان در مورد سروش و پرسپولیس

محمدعلی ترکاشوند مسئول نقل و انتقالات باشگاه پرسپولیس می‌گوید: «من با رفیعی حرف زدم و قرار شد طی یکی، دو روز آینده ما او را ببینم و صحبت کنیم. ...


گفت‌وگو با زن و مردی که تغییر جنسیت داده‌اند/ چرا «ماه عسل» دعوتمان نمی‌کند؟

نگار لطفعلی‌، مدیرعامل انجمن حمایت از بیماران ملال جنسیتی ایران می‌گوید: «ترنسکشوال» یعنی گذر از جنسیت.


شرط یک میلیارد دلاری توتال برای گشایش بازار ایران

مدیرعامل توتال در گفت و گو با رویترز اظهار کرد که این شرکت فرانسوی توسعه میدان گازی بزرگ پارس جنوبی ایران را در تابستان جاری آغاز خواهد کرد.


رکوردشکنی انگلیسی مغرور در جهنم سبز!+ شکست سوپراسپرت الکتریکی توسط مک‌لارن

حدود دو هفته پیش خودرو الکتریکی Nio EP9، رکورد پیست نوربرگ‌رینگ را شکست و خیلی‌ها را شگفت زده کرد. اما این رکوردشکنی مدت زیادی دوام نداشت و حالا ...


استیو جابز می‌خواست به جای یک دکمه دو دکمه روی آیفون باشد

استیو جابز اصرار داشت به جای تعبیه یک دکمه هوم روی آیفون دو دکمه نصب شود.


مهدی پاکدل از زندگی با بهنوش طباطبایی می گوید

سرطان رحم، تخمدان | پنجشنبه ۲۹ مرداد ۹۴ ساعت ۱۲:۵۱ | نسخه چاپي

مهدی پاکدل و همسرش، هر دو از اصفهان وارد عرصه هنر شده اند. پاکدل دانشجوی انصرافی رشته گرافیک دانشگاه آزاد، واحد تهران مرکز است و بهنوش طباطبایی لیسانس مهندسی کامپیوتر دارد. آنها اسفندماه 1389 ازدواج کرده اند. جالب است که تا پیش از ازدواج شان چندان کار مشترکی با هم نداشته اند ولی بعد از آن، تجربه های تئاتری و سینمایی زیادی با هم دارند.

مهدی پاکدل می گوید آشنایی آنها سر ساخت فیلم «مصائب دوشیزه» اتفاق افتاده و او عاشق خنده های بهنوش طباطبایی شده است. باقی ماجرا را از زبان خود پاکدل و از خلال مصاحبه مفصلی که قبلا بخشی از آن منتشر شده است، بخوانید. حرف هایی که سال 92 زده شد:
الان نزدیک به 3 سال از زندگی مشترک تان می گذرد. اغلب روان شناس ها می گویند موفقیت یک زندگی مشترک، بعد از 3 سال مشخص می شود.
نه بابا؟ اوه اوه! (خنده)
مهدی پاکدل از زندگی با بهنوش طباطبایی می گوید

این 3 سال چگونه گذشت؟
خوب گذشت. به هرحال می گذرد. با همین تجربه 3 ساله ام می گویم، به نظرم ازدواج خیلی پیچیده است. زندگی مشترک، پیچیدگی هایی دارد که خیلی متفاوت است با قبل از ازدواج. من الان 33 ساله ام و 30 سال آن را تنها زندگی کرده ام. تاثیر این 30 سال روی آداب، رفتار و طرز نگرشم به زندگی خیلی زیادتر بوده تا این 3 سال. این مرحله گذشتن از 30 سال و رفتن زیر یک سقف، همیشه نیازمند مشورت، راهنمایی و نظر یکی دیگر هم هست. باید او را هم در همه قضایا درنظر بگیری. نوع احساس مسوولیتت تفاوت می کند. همه چیز شکل دیگری به خود می گیرد.
شاید درست گفته اند که 3 سال طول می کشد. شاید این مدت نیاز است که کم کم با اخلاق، رفتار و عادات یکدیگر آشنا بشوند و تغییراتی در آنها بدهند ولی در کل، اگر آدم به این فکر کند که چه کار لذت بخشی است و حتی این تغییراتی که در خود آدم ایجاد می شود خیلی خوب است، مطمئنا زندگی دوام بیشتری پیدا می کند. ولی اگر آدم مقابله کند و اهل تغییر نباشد و من و او به میان بیاورد و... مشکل به وجود می آید.
خیلی وقت ها پیش آمده سر یک موضوع کوچک که دو طرف نخواسته اند خودشان را تغییر بدهند، نتیجه بدی دیده اند. در کل تجربه جالبی است و من اگر می دانستم، زودتر ازدواج می کردم! هرچقدر سن تجرد بیشتر باشد، آدم سخت تر وارد دنیای تاهل می شود و چون شخصیت بیشتر شکل می گیرد، تغییر دادنش هم سخت تر می شود. بگذار یک چیزی بگویم. الان، ما با یکی مثلا 6 سال آشناییم، بعد می رویم 2 سال هم نامزدم می شویم، بعد 1 سال هم به عقد هم در می آییم و بعد ازدواج می کنیم.
یعنی این 8-7 سالی که همه چیز بکر و تازه است و طرفین مشغول کشف همدیگر هستند، همه اش در زمانی می گذرد که بی فایده است. به همین دلیل است که برخی ها بعد از یک سال زندگی مشترک از هم جدا می شوند. درحقیقت، آن اتفاق و آن لذت کشف، در آن حدود 10 سال، تمام شده و دیگر چیزی باقی نمانده. این است که به نظرم رسوم سنتی خیلی خوب بوده اند. قدیم ها، می رفتی خواستگاری دختری که او را ندیده بودی و بعد هم ازدواج می کردی و این 8-7 سالی که گفتم را می گذراندی و احتمال دو تا بچه هم داشتی. ادامه اش را هم به یک نحوی می گذراندی اما الان کمی بد شده و شاید به همین دلیل زندگی ها پایدار نیست.
چقدر از تصوراتی که قبل از ازدواج داشتید، بعد از ازدواج محقق شد؟
بهترش پیش آمد. فکر می کردم به هرحال مشکلاتی پیش بیاید، ولی واقعا بهتر و بالاتر از تصوراتی که داشتم پیش آمده.
برای اینکه زندگی تان تازه و سرزنده بماند و به روزمرگی دچار نشوید، چه کارهایی انجام می دهید؟
ما درشغلی فعالیت می کنیم که نمی شود دچار روزمرگی شد. چون تا بیاییم و عادت کنیم به یک زندگی روتین، یک باره من یا بهنوش 2 ماه می رویم سر یک پروژه. خود شغل ما آنقدر متنوع هست که نمی گذارد زندگی مان یکنواخت و خسته کننده شود. زمان هایی که وقت می کنیم با هم باشیم، برایمان خیلی ارزشمند است.
مهدی پاکدل از زندگی با بهنوش طباطبایی می گوید

تحمل این فاصله ها، برایتان سخت نیست؟
فکر می کنم اگر کسی دیگری غیر از همکارم با من زندگی می کرد، قطعا دیوانه می شد. این شغل واقعا درک متقابل می خواهد. کار سختی است.

علایق مشترک تان به غیر از فیلم، سینما و تئاتر چه چیزهایی است؟
اتفاقا فیلم زیاد نمی بینیم. بهنوش عاشق سریال دیدن است و من خوشم نمی آید. با هم آشپزی می کنیم که خیلی خوب است. مهمانی رفتن هم همین طور. سفر هم اگر پیش بیاید، می رویم و خوش می گذرانیم. آدم باید در هر شرایطی خوش بگذراند.

مردم همیشه با چهره خندان و بشاش مهدی پاکدل مواجه اند. واقعا شما اینقدر آدم خوشحالی هستید؟ چقدرش واقعی است؟
حتما واقعی است، بی خودی که نمی خندم. (خنده)

تلاش می کنید تا نماد بیرونی مثبتی از خودتان نشان دهید؟
تلاش که بله. به نظرم داشتن اخلاق خوش، در مورد من کاملا منفعت طلبانه است. وقتی اخلاقت خوب باشد، می توانی کارهایت را پیش ببری و اهدافت را زودتر به نتیجه برسانی. با اخلاق بد، کسی به جایی نمی رسد؛ چون به خودش بد می کند. به نظرم حال خوب و اخلاق خوش، همان احترام گذاشتن به اطرافیان است.

تعبیر دیگرش این است که با مهدی پاکدل به آدم خوش می گذرد!
نشنیده بودم تاحالا! (خنده) خدا را شکر. در عصر جدید، ارتباطات مهم ترین مساله است. در پیشبرد زندگی، ارتباطات خوب و گسترده باعث می شود زندگی بهتری داشته باشی. من در حال حاضر در جامعه مطبوعات، عکاس ها، فیلمسازها، گرافیست ها، نقاش ها، شاعرها و... ارتباطات خیلی خوب دارم. این ارتباط ها باعث می شود آدم زندگی را قشنگ تر و با کیفیت بیشتری دنبال کند و این خوب است.
 
منبع:هفته نامه تماشاگران امروز
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟