سفیر ایران با کالسکه سلطنتی به کاخ ملکه رفت و استوارنامه اش تقدیم ملکه الیزابت دوم کرد+تصاویر

سفیر ایران در انگلستان امروز استوارنامه اش را طی تشریفاتی به ملکه انگلیس تقدیم کرد.


زیباترین زنان جهان در کدام کشورها هستند+تصاویر

در این رده بندی که توسط سایت بسیار معتبر UCITYGUIDES صورت گرفته ده تا از کشور هایی که زیباترین زنان را دارند طبق این رده بندی مشاهده می کنید.


دردسر جدید آبی‌ها برای پایان همکاری با مهاجم‌شان

آرش افشین در صورت جدایی تمام پولش را از استقلال می خواهد.


حیوانات در زمان بارداری

یک دامپزشک به کمک اشعه ایکس از حیوانات باردار تصاویر جالبی را ثبت کرده است.


سفیر ایران با کالسکه سلطنتی به کاخ ملکه رفت و استوارنامه اش تقدیم ملکه الیزابت دوم کرد+تصاویر

سفیر ایران در انگلستان امروز استوارنامه اش را طی تشریفاتی به ملکه انگلیس تقدیم کرد.


برای پیرمرد کهنه کار سیاست؛ مصدق

برای پیرمرد کهنه کار سیاست؛ مصدق

| سه شنبه ۲۷ مرداد ۹۴ ساعت ۱۱:۱۷ | نسخه چاپي

دکتر سعید نیاکوثری: پیام رمز در اجرای کودتای اول که 25 مرداد اتفاق افتاد این بود : اکنون دقیقا نیمه شب است ، هرچند این کودتا ناکام ماند اما در کمتر از سه روز، رستاخیز ننگین آن در 28 مرداد ، حضور و دخالت مستقیم مستشاران آمریکا و استعمار پیر را بر سرنوشت ملت مسلمان ایران پایدار کرد و بیداد پهلوی دوم را برقرار و وطن مکمن کفتار پیر انگلیس و مأمن گرگ تیز دندان امپریالیسم شد.
فیضیه مسلخ لاله های سرخ حوزه شد و ژاله میعاد هزاران شقایق دست از جان شسته و اینچنین بود که در پی هر اربعین شد اربعین دیگری تا سرانجام در بهمن سال 57 از دل سرد زمستان تاریخ ایران،لاله سر زد ز خون شهیدان .
چهارشنبه 28 مرداد 1332 ، تهران ملتهب یکی از تلخ ترین رخداد های پهلوی است ، مصدق آسوده خاطر از ناکامی کودتای چند روز گذشته ، پتوی اعراض اش را جمع کرد.
بیست سال بعد حکومت ملی دیگری را نیز همچون سالوادوروآلنده با سناریویی مشابه سرنگون کردند و حقوق بسیاری از مردم جهان زیر چکمه های نظامیان له شد ، مصدق اما گویی آمده است تا به اتکاء پشتوانه ملی، نقش استعمار را برای همیشه از چهره سرزمینی که عاشقانه هایش بود پاک کند.
اگرچه رخدادهای سیاسی و بیش از آن پلیدی میهن فروشانی که در بالاترین رده های حکومتی نفوذ داشتند،سنگین تر از تاب پیرمرد کهنه کار سیاست بود اما او را شکیبی و امیدی دیگر برای فردای سرزمین و شوق تمام دلدادگی بود.
سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا و آژانس اطلاعات آمریکا ، ناکام از وصول اهداف خویش در ایران از طریق مجاری قانونی، همچنان قلدرمآبانه با ملی شدن نفت مقابله می کردند.
در این مسیر بهترین راه ایجاد تشکلهایی منسجم از مخالفان مصدق بود و صرف هرینه هایی برای تطمیع دوستان او در جدایی ، شبکه بدامن دستگاه مطبوعاتی وابسته به انگلیس ، این مسئولیت مهم را با نوشتن مقالات متعدد و دامن زدن به شایعاتی که مصدق را متهم به داشتن روابط پنهانی با شوروی میکردد ، به انجام میرساند.
هنوز کلک خامه مصدق از تقریر تنها یادگارش در دفتر خاطرات ابن بابویه ، در ارادت و تکریم شهدای ملی که او خود ایشان را شهیدان راه وطن می نامید ، بر کتیبه تاریخ خشک نشده ، هجوم توفنده طوفان خشم استعمار پیر و آتش فتنه امپریالیسم با مشایعت دستهای پشت پرده خودفروختگان داخلی که با سفاهت ، در اندیشه خام مکنت بودند و با بلاهت در خیال اندوختن ثروت، ویرانی وطن را توشیح کردند و کودتای سیاه 28 مرداد را بر تاریخ معاصر ایران رقم زدند.
شاید اگر این فرجام شوم بر ملت ایران تحمیل نشده بود امروز همه روزگاری دیگر داشتیم تا بدانجا که این واقعه انچنان موجب هراس انقلابیون سال 57 قرار گرفت که ار بیم تکرار دیگر بار چنان فاجعه ای سفارت امریکا را تسخیر نمودند.
مصدق اما دلگرم و مطمئن به پشتوانه ی اقتدارکاریزمای خویش هرگز گمان نمی داشت در اندک روزگاری پس از ملی شدن صنعت نفت و کوتاه کردن دست بیگانه از سرمایه ارزشمند ملی، تمام آمال و آرزوهایی که برای فردای وطن در سر می پروراند، در میان شعله های حقارت خودی و سعایت اجنبی،خاکستر شود و بر باد رود.
دربار خشمگین از اقتدار مجدانه نواده امیر کبیر، که حتی دست پهلوی را از یغمای ثروت خزانه کوتاه کرده بود و با صراحت و صلابت خاندان سلطنت را در قبضه قدرت خویش داشت ، چشم به راه سیاست سالوس ابرقدرت غرب که کودتا را تنها راه گریز او از حصار محکمی که مصدق بر سر راهش نهاده بود، می دانست.
مصدق خسته از تاخت و تاز بی امان احزاب مخالف خصوصا حزب خیانت پیشه توده ، و بی تاب از قلم فرسایی مطبوعات وابسته به دربار، در جدال سخت با شرکت نفت انگلیس بود .
هر چند دستش را از نفت ایران کوتاه کرده ، اما به پشتوانه هوادارن بریتانیایی که در بخشهای مختلف جامعه فعالیت داشتند ، همچنان راه را بر او دشوار میکردند اما مصدق سر سختانه بر سر اجرای قانون ملی شدن صنعت بود و اصلاح قانون انتخابات و دربار به شدت بیمناک محبوبیت ملی و بین المللی پیرمردی که با چهره ای آزادیخواه و استعمار ستیز،سرمشق ملی گرایی در خاورمیانه شده بود و این بر هراس شاه از تشکیل حکومت جمهوری می افزود.
خصوصا که او در طی دوران نخست وزیری اش، دست دربار را بر اداره بسیاری از امور مملکتی کوتاه کرده و بدون اندک تسامحی حتی دستورات دربار را نقض می کرد تا اقتدار و جدیت خویش را در چشم خاندان پهلوی بیاراید.
در آن سوی مرزها اشرف پهلوی، تبعیدی به اجبار مصدق با حمایت مالی اجنبی، جسورتر از برادر تاج دارش،در ویلائی که با تاراج اموال ایرانیان خریده بود در ژوآنلوپن، قمار سیاست را با مهره های کلیدی دربار در مونت کارلو بازی می کرد.
مصدق پس از قیام سی تیرماه در تحکیم قدرت خود و محدود کردن دخالت های وطن فروشانه دربار ،دستور خروج اشرف را صادر کرد ، این درحالی بود که فاصله جبهه ملیون و در راس آنها آیت الله کاشانی با مصدق روز بروز بیشتر می شد.
این تفرقه البته خوشایند شاه باخته و میدلتون بود و به خوبی میدانستند تا پیوند بین مصدق و کاشانی محکم است،هیچ کاری از دست کسی ساخته نیست ، انحلال لشکر گارد، افسران مغبون را که تاب دیدن دستورات مصدق با توشیح وزیر دفاع ملی نداشتند به مساعدت در اجرای طرح بزرگی که طراح آن انگلیس بود و رابط آن رشیدیان ترغیب میکرد.
اسفند سال 31 شاه که بدون حضور اشرف،ضعیف و درمانده شده بود، تحت فشار درجه داران ارتش ،دوستان داخلی بریتانیا و نامه های تحقیرآمیز اشرف مترصد خروج بی صدا از ایران بود.
مصدق با مدارکی مستند از ارتباط اشرف با شورشیان در کاخ به دیدن شاه رفت و عزم آن داشت از طریق رادیو مردم را از توطئه خاندان دربار با خبر سازد اما فتنه دشمنان داخلی و خارجی کار خود را کرده بود و سران جبهه ملی و آیت الله کاشانی و بهبهانی در ردیف مخالفان جدی مصدق قرار گرفته بودند ، دربار با استفاده از این فرصت جمعیتی را اطراف کاخ جمع کرد و با خواندن اعلامیه های کاشانی و بهبهانی با جلب نظر عموم بر این جمعیت افزود.
عموم بی خبر از طرح قتل مصدق بودند اما شاه که بر فرجام اجرای این طرح به شدت نامطمئن بود، با صدور دستور خروج مصدق از در پشت کاخ،او را از گزند توطئه نجات داد.
گفتگو و ملاقاتها در موضوع نفت ادامه دار بود اما راه حل ها همگی به بن بست می رسید روابط دولتِ نفت با انگلستان قطع شده بود و دیپلماتهای بریتانیایی از ایران اخراج شده بودند تمام این تلاشها آماده خاکستر شدن به شعله های حریق ماجراهائی بود که در ویلای اشرف ،کارگردانی می شد.
هماهنگی های سیا با سازمان اطلاعات خارجه انگلیس در حضور اشرف انجام شد اطلاعات ژنرال شوارتسکف رئیس سابق ژاندارمری ایران،در پیشبرد برنامه های کودتا بسیار مثمر ثمر بود ، لندن چشم به تهران دوخته بود ، اختلاف شدید کاشانی و مصدق فرصت را برای مجریان طرح کودتا مناسب تر از قبل میکرد.
مصدق در سالگرد سی تیر بر تربت شهدای ملی حاضر وسوگند یاد کرد در دفاع از استقلال کشور جانش را خواهد گذارد اما جلوه ای دیگر در تاریخ ایران رخ می نمود روزولت پنهانی وارد ایران شده و با سکونت در سفارت آمریکا مترصد ملاقات با شاه بود.
محمد رضا هنوز در اندیشه مصائب بر ملا شدن حضور این مهمان ناخوانده ،که اشرف نیز با گذرنامه جعلی با نام زهرا شفیق فامیل شوهر راننده تاکسی مصری اش به تهران آمد و بر او وارد شد.
حزب توده این بار حاذق تر از دولت،مصدق را از حضور اشرف مطلع نمودند نخستین بحث جدی و تند مصدق با شاه در گرفت، سماجت او مبنی بر خروج اشرف تا پیش از فردا، شاه را مستاصل کرده بود.
برنامه های کودتا تنظیم شد و سرانجام محمد رضا پهلوی در ملاقاتی پنهانی با روزولت از تاریخ اجرای کودتا باخبرگردید و مقرر شد ترجیحا در تهران نباشد.
مصدق در حالی که متینگهای خیابانی و اغتشاشات حزب توده ، او را در تحقق برنامه هایش شدیدا دچار مشکل میکردند، سرگرم برگزاری رفراندومی دیگر بود.
شاه به دستور روزولت حکم عزل مصدق را در 22 مرداد امضا کرد و چون احتمال آن میرفت حزب توده کاخ بابلسر و رامسر را تصرف کنند ،در کلاردشت سکنی گزید ، با پیغامی دیگر از سوی روزولت ،حکم نخست وزیری زاهدی به امضاء شاه بی تاج و تختِ پای گریز رسید.
شامگاه 25 مرداد کودتای تمام کلاسیکی که ابتدا تحت عنوان عملیات چکمه به رهبری وود هاوس تدارک دیده شده بود با ورود آمریکا به طرح و دخالت سیا تحت عنوان عملیات آزاکس انجام شد.
با تلفن سرهنگ مبشری؛ دبیر حزب توده ؛مصدق بر کنه ماجرا واقف و عملیات با دستگیری قاطبه سران کودتا از جمله نصیری، باتمانقلیچ و زند کریمی با شکست روبرو شد ، نصیری در خانه مصدق زندانی گردید ، خبر کودتا به سرعت کشور را فرا گرفت.
صبح روز بعد به دستور دکتر فاطمی اخبار خلع شاه از سلطنت، توسط نمایندگان و سفرای ایران به سران کشورهای مختلف اعلام شد.
فریاد مرده باد شاه خیابانها را آکنده از شور و هیجان کرده بود در حالی که حزب توده خود را آماده انتخابات جمهوری می کرد، مصدق بر سر پیمان و سوگند خود که در پشت جلد قرآن نوشته بود ، حاضر نبود در این باره اقدامی نماید.
پشت پرده این شادکامی ها بازی چرخ روزگار بود و مساعدت میهن فروشان تا سرنوشت دیگری برای ملت ایران رقم خورَد.
مصدق بر خلاف پیروزی به دست آمده،در سراشیبی تند سقوط قرار گرفته بود برخلاف او که گمان داشت بی پشتوانه آیت الله کاشانی می تواند سوار بر موج محبوبیت ملی خود ، برنامه هایش را به فرجام رساند، در اردوگاه دشمن خبرهای تازه ای بود.
همدستی آمریکا با زاهدی در انجام دوباره کودتا ، چیزی که کاشانی بدان وقوف کامل داشت،اما اعلام او به مصدق همانطور که پیش بینی اش میکرد بی فایده بود.
طلای سیاه وسوسه کننده تر از آن بود که امپریالیسم نوپا بتواند چشم بر آن ببندد مخصوصا که رقیب کهنه کار نیز اینک نجات خود را در سهیم دانستن آمریکا از ذخایر نفت ایران می دانست.
چاقوکشهای محلات پائین تهران به سر کردگی شعبان بی مخ و مخالفان مصدق که در لایه های میانی ارتش بودند ،به عنوان ابزارهای موثق وصول هدف،توجه آمریکا را به خود جلب کرده بودند.
مصدق با همه محبوبیت خود در چند زمینه ضعف اساسی داشت ، از جمله تکیه گاه مردم جنوب تهران که تنها به فتوای آیت الله کاشانی عمل میکردند و اکنون کاشانی حاضر نبود به دفاع از او ، فراخوان حضور در خیابان و حمایت از مصدق را بدهد.
سیستم ارتباط دشمن با خارج قوی تر از امکانات ارتباطی مرد یک کلام سیاست بود ، پولهایی که پنهانی بین دار و دسته شعبان بی مخ و چاقوکشهای حرفه ای توزیع می شد.
صبحگاه 28 مرداد با التهاب شدید سیاسی طلوع کرده است ، مصدق دقایقی است در جریان وقوع کودتا قرار گرفته اما آن را یک پانیک سیاسی تلقی می کند.
مردم محله جنوب به سرگردگی شعبان بی مخ به سمت مرکزپایتخت در حرکتند ، هندرسون به جبهه مخالف مصدق روی آورده ، مصدق می کوشد از طریق اعلام رادیویی این حادثه،کودتا را فلج نماید ، او از سویی نمیخواهد،جولان به روس بدهد و از سوی دیگر هراس کشته شدن انبوهی دیگر از مردم بیگناه دارد.
خیابانهای تهران شاهد درگیری های دور از تصور دولت است ، فریادهای مرده باد مصدق و جاوید شاه در کوچه خیابانها شنیده می شود ، نصیری که در جریان دستگیری اش شاه را دشنام سخت می داد اینک فریاد زنده باد پهلوی سر داده ، ورق گردانی روزگار بر مصدق محرز شده است ، ایستگاه رادیو در تسخیر مخالفان مصدق است و او ناباورانه صحنه های دردناک کودتایی که تمام برنامه های ملی اش را بر باد فنا داده را شاهد است.
پیام تائید کاشانی مبنی بر سقوط مصدق!! از رادیو پخش گردید ، با قرار گرفتن زاهدی در راس دولت دیگر بار شاه تاج و تخت خویش را به دست آورد و تاج بخش ها سمت گرفتند ، انگلیس و آمریکا آسوده خاطر ثروتهای ملی مردم ایران را چپاول و ماشین سیاست را مطابق خواست ونظر خود می چرخاندند.
مصدق برای سه سال بار سنگین زندان انفرادی را بر دوش کشید و تا آخر عمر در خانه خویش حصر شد ، فاطمی وزیرخارجه دولت نفت تیر باران و کریمپور شیرازی سر دبیر روزنامه شورش و شاگرد با وفای مصدق بر سر پیمانش با ملت و آزادی و حقیقت ، به کینه های کهنه درباریان و نظامیان از قلم بی پروایش، چندان گرفتار شد که زنده زنده او را به آتش کشیدند.
اینک دیگر بار چهارشنبه 28 مرداد است و شصت و دومین سالگرد کودتای سیاه سال 32و ایران همچنان در صدر توجهات جهانی ، کودتای 28 مرداد یاد آور خیانت های وطن فروشان حقیری است که گاه کسوت میهن دوستی به تن کردند و در مطبوعات قلم فرسایی و گاه صبغه دین به کلام خود دادند و در لباس شریعت عامدانه آب به آسیاب دشمن ریختند.
در قلب شکسته این سرزمین، خیانت نصیری ها، رنگ عوض کردن مظفر بقائی ها، قلدری جاهلانه شعبان بی مخ ها، سعایت پهلوی ها و سکوت مذبوحانه و زبوبانه آنانی که آزادی و آزادگی را در لهیب اختناق و خود کامگی به آتش کشیدند، تا دیوارهای مخوف استبداد و کاخ سیاه بیگانه پرستی سایه دهشتناک خویش را بر این آب و خاک بگسترانند ، نقش بسته است.
آری از پیروزی انقلاب اسلامی سی و هفت سال می گذرد ، بیش از ربع قرن است که دست بیگانه از ذخایر نفت ایران کوتاه و کامش از شرنگ استقلال ملتی هوشیار تلخ شده است ، انقلاب، فراز و نشیبهای پر ملال خود را پشت سر گذارده ، ترورهای منافق خود فروخته، فرزندان بایسته بسیاری از انقلاب را به معراج پرواز داد ، ویرانه های جنگ بازسازی شد و تحریمها هرگز نتوانست ملت مصمم را به زانو در آورد.
... و باز چهارشنبه 28 مرداد است!

منبع: ایرنا

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: