بهترین تا بدترین لپ‌تاپ‌های گیم در بازار جهانی را بشناسید

9 سازنده لپ‌تاپ گیم از بهترین تا بدترین رده بندی شدند.


شهردار آینده تهران در جلسه امروز منتخبان معرفی می‌شود

در جلسه روز جاری (چهارشنبه ۲۸ تیر) شورای منتخب مردم شهر تهران، گزینه نهایی شهرداری تهران معرفی می‌شود.


عکسی کمتردیده شده از حضور زنان در امجدیه

زمانی ورزشگاه امجدیه میزبان بانوان برای تماشای فوتبال بود.


کتاب‌هایی که در بهار ۹۶ خواندیم؛ خوش اقبالی سوئدی‌ها در بازار نشر

با بررسی پرفروش‌های بازار نشر در فصل بهار، می‌توان نام نویسندگانی چون فردریک بکمن، یوناس یوناسون و لنا اندرشون را بر کتاب‌های داستانی پرفروش مشاهده کرد.


کتاب‌هایی که در بهار ۹۶ خواندیم؛ خوش اقبالی سوئدی‌ها در بازار نشر

با بررسی پرفروش‌های بازار نشر در فصل بهار، می‌توان نام نویسندگانی چون فردریک بکمن، یوناس یوناسون و لنا اندرشون را بر کتاب‌های داستانی پرفروش ...


یک نمونه ازدواج آسان و بدون شعار

گوناگون | يكشنبه ۱۹ دي ۹۵ ساعت ۱۴:۲۶ | نسخه چاپي



رسانه و مشاورین زیادی از ازدواج آسان حرف می زنند اما چرا ازدواج سخت تر و سخت تر شده است؟ یک دلیل این است که همه مرگ را برای همسایه می خواهند! البته اگر ازدواج آسان را بشود مرگ نام نهاد. در مثل جای مناقشه نیست.
اجازه بدهید یک نمونه واقعی ازدواج آسان را برایتان خلاصه بنویسم:
دوستی داشتم که از خواستگاران زیاد خوشحال بود ولی اینکه هیچ کدام به جلسه سوم و خواستگاری نمی رسد ناراحت. یک روز از من پرسید: بنظرت مشکل من چیه؟ گفتم از نگاه تو هست عزیزم. ببین ازدواج را چطور می بینی؟ نگاه کن از اقاپسر چه انتظاراتی داری؟ تو منگنه قرارش میدی یا باهاش همدل میشی؟ وگرنه یعنی همه مشکل دارند و تو بی عیبی؟ ببین عیب کارت کجاست گلم.
جواب داد: موردهای خوبی هستند. سالم و با خانواده اند ولی نمی دونم چرا وقتی نوبت مراسم ازدواج و هزینه های معمول می شه گارد دفاعی می گیرند و بعد غیبشون می زنه؟
خندیدم و گفتم عیب کارت همینه. تو این وضعیت اقتصادی که الحمدلله همه از بس فکر جوانان هستند اوضاع خوبه! انتظار داری حساس نشه طرف؟ مثل بقیه نباش وگرنه می ترشی ها.
انگار که بهش برخورده باشه گفت: اصلا هم اینطور نیست. من خودم نخواستم!
دو ماه بعد دیدم زنگ زد و گفت برای عقد میخوام دعوتت کنم
خیلی خوشحال شدم چون نگفته بود نامزد کرده
چند روز بعد زنگ زد و گفت فلان روز بیا قم حرم حضرت معصومه(س). خدا یک سیدی رو نصیبم کرده که نمیدونم عجیب مهرش تو دلم نشسته. هیچی از مال دنیا نداره.حتی پدر هم نداره. ولی مهرش به دلم نشست و خیلی دوستش دارم زهرا. تصمیم گرفتیم یک عقد محضری بگیریم و حتی هزینه شام و شیرینی هم ندیم. خیلی حرف خوردیم ولی پدر و مادرم خدا رو شکر ما رو درک کردن.
بعدشم تصمیم گرفتیم عقدمون رو اینجا بذاریم. تا امروز خیلی حرف و غرولند شنیدیم ولی چه همسرم و چه خودم دلمون قرصه.
همسرم گفت که دلم نمیخواد آرزوی لباس سفید عروسی رو خودت و پدر و مادرت داشته باشن. حداقل با لباس عروس باش حتی شده قرضی. هزینشم هر چی بشه از زیر سنگم باشه درمیارم می دم. منم فقط به خاطر سید لباس عروس پوشیدم چون می دونم خوشحال میشه. چون می دونم پدر و مادرها خوشحال میشن. پدر و مادرن دیگه.
خلاصه سرتان را درد نیاورم.
عقدش رفتم و به عنوان تنها فرد غیر از پدر و مادر خودش و پدر و مادر همسرش حضور داشتم کنارش و دستاش تو دستم بود. اخ که چقدر شادی رو تو دست و چشمانش می دیدم.
ازدواج آسان یعنی همین.
حالا هی صفحه ها مطلب بنویسید و ساعت ها حرف بزنید.
ازدواج آسان یعنی همین که پای طرف مقابلت بایستی و اسیر غرولند و انتظارهای بیجای فامیل و اقوام نباشی که فقط می خوان شامی بخورن و بعدشم غرولند و غیب کردن پشت صاحب مجلس و عروس و داماد. مشکل ازدواج تو کشور ما یکیش همینه. ازدواج آسان عرضه و شجاعت می خواهد اما خیلی ها در عمل (نه حرف زدن) این شجاعت و عرضه را ندارند.
یاد بگیریم به جوانان کمک کنیم نه اینکه سختشون بگیریم و هی ازدواج رو دشوار. امروزه زندگی و ازدواج به اندازه کافی سخت شده. امروزه به اندازه کافی عواطف و احساسات دختران سرزمین ما به خاطر ازدواج نکردن داره آسیب می بینه.
امروز خیلی پسرها به خاطر تنهایی سراغ اعتیاد و فسادهای دیگر می روند. پس خواهشا و لطفا آسان بگیرید اونم بدون شعار!
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟