جدیدترین کشتی‌های تفریحی جهان

گرچه صنعت کشتی‌سازی اروپا در رکود به سر می‌برد و رقبای آسیایی کار این رشته صنعتی را کساد کرده‌اند، ساخت کشتی‌های تفریحی در این قاره پررونق ...


پژو 508 در ایران؛ زنگ خطر برای رنو تلیسمان

ایران خودرو بزودی Peugeot 508 را به بازار سدان‌های لوکس ایران وارد می‌کند. در غیاب تویوتا کمری، کیا اپتیما و رنو تلیسمان اصلی‌ترین رقیب پژو 508 ...


اسکار سینمای فرانسه به «او» رسید

مراسم اعطای جوایز چهل‌ودومین دوره جوایز سینمایی سزار موسوم به اسکار سینمای فرانسه با معرفی برندگان برگزار شد.


جدیدترین کشتی‌های تفریحی جهان

گرچه صنعت کشتی‌سازی اروپا در رکود به سر می‌برد و رقبای آسیایی کار این رشته صنعتی را کساد کرده‌اند، ساخت کشتی‌های تفریحی در این قاره پررونق ...


پارک دولت زیر آب !

وقوع سیل در شهرستان پارسیان استان هرمزگان


پسر شیشه ای جسد مادرش را به آتش کشید+ عکس

حوادث | چهارشنبه ۰۱ دي ۹۵ ساعت ۱۱:۵۲ | نسخه چاپي

alt=

پسر شیشه ای وقتی مادرش را به قتل رساند ، برای از بین بردن آثار جرم ، جسد مادرش را با بنزین به آتش کشید.

 به گزارش رکنا، پسر جوان وقتی مادرش را کشت جسدش را در چمدانی گذاشت و با انتقال به بیابان آن را به آتش کشید.

دو هفته گذشته بود که خبر قتل زنی توسط پسرش در محله یافت آباد تهران تمام اهالی محل را شوکه کرد، فرهاد 17 ساله بعد از به قتل رساندن مادرش تصمیم گرفت جسد را از بین ببرد و به این خاطر از دوستش ابراهیم کمک گرفت. ابراهیم و فرهاد جسد مادرش را در یک چمدان گذاشتند و دور از چشم بقیه سوزاندند. اختلاف مادر و پسر فقط به این دلیل بود که فرهاد از گیر دادن های مادرانه خسته شده بود.

گفت و گو با پسر شیشه ای

پشیمانی در چهره اش موج می زند:

فرهاد برای چه اینجایی؟

(با بغض می گوید) قتل مادرم.

چرا کشتیش؟

برای اولین بار بود شیشه مصرف کرده بودم شش ماهم بود که حشیش می کشیدم، اصلا قصد کشتن  مادرم را نداشتم نمی دانم چرا اینطور شد.مادرم را به شکل دیگری می دیدم که تصورش خیلی سخت است، وقتی با من حرف می زد انگار داشت فحش و ناسزا می داد.

روزحادثه را توضیح بده؟

داشتم با مادرم حرف می زدم که نمی دانم چطور شد چاقو را از آشپزخانه برداشتم و یک ضربه به پهلویش زدم.

از همدستت بگو؟ چطور کمکت کرد؟

ابراهیم در زمان قتل پیش من نبود، با او تماس گرفتم و  خواستم برای انتقال جسد کمکم کند.

با جسد مادرت چیکار کردی؟

جسد را در چمدان گذاشتم و با سختی انتقالش دادیم پشت خانه مان، ابراهیم پیشنهاد داد برای اینکه اثر انگشت را از بین ببریم با بنزین جسد را ...( گریه متهم)

جسد را سوزاندی؟

بله.

چیزی از جسد باقی ماند؟

نمی دانم در جریان نیستم.

بعد چه کردی؟

زمانی که چمدان شلعه ور شد، جسد را رها کردم و از آنجا دور شدم. چند ساعتی در خیابان ها قدم می زدم و بعد به خانه خواهرم رفتم.

حرف آخر؟

(گریه متهم)

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟