قسمت اول

معرفی خودروهای تشریفات در کشور های جهان

امپراطور ژاپن از تویوتا سنتری، نخست‌وزیر ایتالیا از مازراتی، نخست‌وزیر مالزی از پروتون پردانا، رئیس جمهور چک از اشکودا ساپرپ و پادشاهی بریتانیا ...


اعلام رسمی شتاب تسلا مدل ۳/صفر تا صد:۵/۶ ثانیه؛۳۵۰ کیلومتر رانندگی با هر بار شارژ

تسلا سرانجام شتاب صفر تا صد کیلومتر سدان مدل ۳ را اعلام کرد که معادل ۵.۶ ثانیه است. این خودرو با هر بار شارژر می‌تواند ۳۵۰ کیلومتر را طی کند.<br ...


طلاق یک زوج سرشناس دیگر در هالیوود

زوج سرشناس هالیوودی پس از ۱۸ سال زندگی مشترک از یکدیگر جدا می‌شوند.


تصاویر: چه کسانی احمد متوسلیان را ربودند؟

34 سال قبل در چنین روزی احمد متوسلیان به همراه دوتن از اعضای سفارت ایران و عکاس خبرگزاری ایرنا در یک پست بازرسی توسط شبه نظامیان مسیحیِ فالانژ ...


روحانی:از رقبا درخواست کمک‌دارمِ/ به‌رهبری گزارش‌کذب دادند

حجت الاسلام حسن روحانی امروز اولین نشست خبری خودش را با عنوان رئیس جمهور منتخب مردم برگزار کرد؛ نشستی که با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی برگزار ...


پسر شیشه ای جسد مادرش را به آتش کشید+ عکس

حوادث | چهارشنبه ۰۱ دي ۹۵ ساعت ۱۱:۵۲ | نسخه چاپي

alt=

پسر شیشه ای وقتی مادرش را به قتل رساند ، برای از بین بردن آثار جرم ، جسد مادرش را با بنزین به آتش کشید.

 به گزارش رکنا، پسر جوان وقتی مادرش را کشت جسدش را در چمدانی گذاشت و با انتقال به بیابان آن را به آتش کشید.

دو هفته گذشته بود که خبر قتل زنی توسط پسرش در محله یافت آباد تهران تمام اهالی محل را شوکه کرد، فرهاد 17 ساله بعد از به قتل رساندن مادرش تصمیم گرفت جسد را از بین ببرد و به این خاطر از دوستش ابراهیم کمک گرفت. ابراهیم و فرهاد جسد مادرش را در یک چمدان گذاشتند و دور از چشم بقیه سوزاندند. اختلاف مادر و پسر فقط به این دلیل بود که فرهاد از گیر دادن های مادرانه خسته شده بود.

گفت و گو با پسر شیشه ای

پشیمانی در چهره اش موج می زند:

فرهاد برای چه اینجایی؟

(با بغض می گوید) قتل مادرم.

چرا کشتیش؟

برای اولین بار بود شیشه مصرف کرده بودم شش ماهم بود که حشیش می کشیدم، اصلا قصد کشتن  مادرم را نداشتم نمی دانم چرا اینطور شد.مادرم را به شکل دیگری می دیدم که تصورش خیلی سخت است، وقتی با من حرف می زد انگار داشت فحش و ناسزا می داد.

روزحادثه را توضیح بده؟

داشتم با مادرم حرف می زدم که نمی دانم چطور شد چاقو را از آشپزخانه برداشتم و یک ضربه به پهلویش زدم.

از همدستت بگو؟ چطور کمکت کرد؟

ابراهیم در زمان قتل پیش من نبود، با او تماس گرفتم و  خواستم برای انتقال جسد کمکم کند.

با جسد مادرت چیکار کردی؟

جسد را در چمدان گذاشتم و با سختی انتقالش دادیم پشت خانه مان، ابراهیم پیشنهاد داد برای اینکه اثر انگشت را از بین ببریم با بنزین جسد را ...( گریه متهم)

جسد را سوزاندی؟

بله.

چیزی از جسد باقی ماند؟

نمی دانم در جریان نیستم.

بعد چه کردی؟

زمانی که چمدان شلعه ور شد، جسد را رها کردم و از آنجا دور شدم. چند ساعتی در خیابان ها قدم می زدم و بعد به خانه خواهرم رفتم.

حرف آخر؟

(گریه متهم)

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟